تبليغاتX
ارزش نیوز

بسم ا... قاصم الجبّارین

پیامبر گرامی اسلام (ص)«من اصبح و لم یهتمّ بامور المسلمین فلیس بمسلم» (کسی که صبح کند و اهتمامی به امور مسلمین نداشته باشد مسلمان نیست)

 یکی از اموراتی که مربوط به مسلمین می شود و جا دارد ما مسلمانان به آن اهتمام داشته باشیم؛ دفاع از مسلمانانی است که مورد ظلم و تعدی کفار واقع شده و فریاد استغاثه و یا للمسلمین آنان بلند است. در قرن گذشته دو جنگ جهانی واقع شد و چند قدرت بزرگ، فاتح چنین جنگی بودند؛ این قدرتها جهان را بین خود تقسیم نمودند. در جنگ اول که حدود 90 سال پیش اتفاق افتاد امپراطوری عثمانی از هم پاشید. علی رغم ناخشنودی شیعیان ازعثمانی ها، مرجع عالیقدر جهان تشیع مرحوم آیت ا... العظمی سید محمد کاظم یزدی صاحب عروة الوثقی جهت جلوگیری از تسلط کفار بر مناطق اسلامی فرمان جهاد را صادر و فرزندان ایشان نیز در جبهه نبرد عراق بر علیه انگلستان به شهادت رسیدند.

      قدرتهای فاتح با نقش فعال انگلیس کشورهایی مانند ترکیه، عراق، عربستان سعودی، سوریه، لبنان، کویت، عمان، مصر و یمن و چند کشور دیگر را با اهداف مورد نظر خود بوجود آوردند. استعمار پیر، منطقه فلسطین را به عنوان غرامت جنگی در تصرف خود در آورد و با گسیل یهودیان و صهیونیستها از سراسر دنیا به این سرزمین اسلامی، سعی در بر هم زدن بافت اجتماعی منطقه نمود و با مسلح کردن و سازماندهی صهیونیستها زمینه تشکیل دولت را برای آنان فراهم کرد.   قریب بیست سالی که منطقه فلسطین تحت قیمومیت انگلستان بود مسلمانان تحت فشارهای شدید و ارعاب و تهدید به سر می بردند و هر حرکت و اعتراضی به شدت و با قتل عام سرکوب می گردید.

      با وقوع جنگ جهانی دوم فشارها بر مردم فلسطین دو چندان شد و در طول ده سال جنگ و با سناریوی خودساخته یهودی ستیزی در اروپا، سیل یهودیانی که موی دماغ غرب بودند اجباراًً روانه فلسطین شدند و مسلمانان را به حاشیه می راندند. با پیروزی مجدد فاتحان در جنگ دوم جهانی و تشکیل سازمان ملل آنها تصمیم گرفتند که دولت صهیونیستی را تشکیل دهند لذا حدود 60 سال پیش بود که نیروهای انگلیسی از فلسطین خارج و بلافاصله صهیونیستها اعلام دولت نموده و سازمان ملل و قدرتهای فاتح آن را به رسمیت شناخته و قتل و غارت اموال مسلمانان مأموریت اصلی صهیونیستها شد. واکنش ضعیف دولتهای عربی هیچ کمکی به مردم فلسطین نکرد بلکه اوضاع را برای آنان حادتر نمود و گستره نفوذ سرزمینی صهیونیستها بیشتر شد. بسیاری از مسلمانان به قتل رسیده و بسیاری نیز آواره شدند. با به صحنه آمدن امریکا در جنگ دوم و ایفای نقش قدرت برتر جهانی، صهیونیستها از    حمایت های ویژه امریکا نیز برخوردار شده و بیش از شصت سال است که همچنان ظلم و تعدی در منطقه فلسطین بی داد می کند. ایران قریب سی سال توسط رژیم طاغوتی گذشته از دولت صهیونیستی حمایت های ویژه می کرد ولی بسیاری از علماء و مردم با ایمان بودند که در حد توان خود جنایتهای اسرائیل را بر ملا و روشنگری می نمودند و برخوردهای بسیار خشن دستگاه ستم شاهی را به جان می خریدند. اما عده ای هم بودند که بدون توجه به فرمایش پیامبر گرامی اسلام(ص) سر در لاک خود و با رویه آهسته بیا آهسته برو که گربه شاخت نزنه کاری به این چیزها نداشته و عملکرد ناصواب خود را به بهانه های واهی توجیه می کردند!! تا اینکه انقلاب اسلامی بوقوع پیوست و باز این عده و با همان بهانه ها هیچ کمکی به انقلاب اسلامی مردم ایران نکردند!!؟.

      پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز این جماعت در هیچیک از صحنه ها به یاری و کمک نیامدند و حتی از شرکت در راهپیمایی در حمایت از مردم مظلوم فلسطین دریغ داشته و دارند!!؟ چنین کسانی بر روی ممبر قصه مرغابی وسگ و اسب و قاطر یک بنی اسرائیلی را می گویند ولی حاضر نیستند داستان مردم مظلوم فلسطین را که بیش از شصت سال است فریاد یا للمسلمین آنان بلند است را بیان کنند!!؟ حاضر نیستند اشاره ای به مسلمانان فلسطینی که از خانه و کاشانه خود آواره شده و در خارج از موطن خود مردند و فرزندان خردسالشان هم اکنون سالخوردگانی فرتوتند بکنند!!؟ حاضر نیستند کلامی از جنایتهای رژیم صهیونیستی را بگویند که مدتهاست این رژیم سفاک مردم مظلوم غزه را در محاصره شدید قرار داده و حتی چای و سیمان و مصالح ساختمانی و کتب درسی را نمی گذارد به آنان برسد. جدای از این که ما وظیفه داریم از مظلوم حمایت کنیم؛ از آنجا که امام راحل روز قدس را  روز اسلام معرفی نمودند؛ بی تفاوتی نسبت به روز قدس واسلام و مسلمین چه معنایی دارد؟ آنها که به گفته کارگزاراشان میلیون میلیون سهم امام علیه السلام را    می گیرند و رسید مرجع تقلید هم نمی دهند!!؟ و توجهی به امورات مهم مسلمین ندارند، با چه رویی  می خواهند رسول خدا(ص) را ملاقات کنند؟!! و مریدان چه توجیهی خواهند داشت؟!! اگر مردم فلسطین برحقند و اسرائیل غاصب بر باطل؛ پس چرا از حق حمایت  نمی کنند و از باطل برائت نمی جویند؟ نکند نسبی گرایی مورد نظر بعضی از فرزندان را عملاً ترویج می نمایند؟!!   

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در چهارشنبه 25 شهریور1388 و ساعت |

بسمه تعالی

ما و امتحان الهی

     آیا مردم چنین پنداشتند که بصرف این که گفتند ما ایمان به خدا آورده ایم رها شوند و بر این دعوی هیچ امتحانشان نکنند؟ و ما اممی را که پیش از اینان بودند به امتحان و آزمایش آوردیم تا خدا دروغ گویان را از راستگویان کاملاً معلوم کند. آیا آنان که کار زشت و اعمال ناشایسته مرتکب می شوند پنداشتند که بر ما سبقت گیرند؟ بسیار بد حکم می کنند.                                                                  سوره عنکبوت آیه 2 تا 4

خدایی که مرگ و زندگانى را آفرید تا شما بندگان را بيازمايد که كدامتان نيكوكارتريد و اوست مقتدر و آمرزنده.                                                                                                          سوره ملک آیه 2

      با نگاهی عامیانه به ترجمه این چند آیه شریفه به خوبی روشن است که در درگاه الهی تنها مؤمنین قابل ارزش گذاری هستند و کسانی هم که ادعای ایمان دارند به سادگی رها نشده و مانند امتهای گذشته تحت امتحان و آزمایش قرار گرفته تا راستگویان از دروغگویان متمایز شوند و در این عرصه رقابت اطاعت و بندگی خدای متعال، بهترین ها نیز مشخص گردند. آنچه خداوند متعال از ما بندگان انتظار دارد ایمان و عمل صالح است. لذا سعی ما باید بر این باشد تا با الگو گرفتن از سیره پیشوایان الهی، هم ایمان خود را محکم تر نموده و انجام عمل صالح را چه در جنبه های فردی و چه در عرصه های اجتماعی جدی گرفته و به نحو شایسته به آن بپردازیم. ترک محرمات و انجام واجبات که تجلی گاه ایمان و عمل صالح است، برای یک مسلمان امری بسیار جدی است و هیچ گناهی را کوچک نمی شمارد.

      یک مسلمان وظیفه خود می داند آنچه را که نباید انجام دهد و آنچه را که باید انجام دهد چه در زمینه فردی و چه اجتماعی باید بشناسد. اگر چه قسمتی از این وظایف در رساله های مراجع تقلید آمده و به راحتی قابل دسترس است، اما شاید مسائل مبتلا به زیادی وجود داشته باشد که لازم است نسبت به آگاهی آن تلاش شود. برای نمونه وظیفه ما برای شرکت در راهپیمایی روز قدس چیست؟ باید با حجتی قاطع این وظیفه را دریافت و به آن عمل کرد.

      اگر نگاهی گذرا به تاریخ داشته باشیم و بر اساس آنچه که خداوند متعال در قرآن فرموده، متأسفانه خواهیم دید که مردود شدگان در امتحانات الهی تعدادشان زیاد است و شاید بیان چنین واقعیتهایی زنگ خطری برای امتهاست که حواسمان را بیشتر از این جمع کنیم و نسبت به شناخت وظیفه و انجام آن جدی تر باشیم. به نظر می رسد امروزه نیز خطر سقوط کمتر از دوران گذشته نباشد. برای نمونه اگر کسی بیاید و در امور اقتصادی ما را راهنمایی کند و هدایت او منجر به وسعت اقتصادی ما گردد و از فقر و بدبختی نجات یابیم آیا غالباً ممنون او نمی شویم؟ اما اگر او بخواهد امر به معروف یا نهی از منکری را در زمینه فردی یا اجتماعی گوشزد کند با اینکه می دانیم خیرخواه ماست و موجب سعادت دنیا و اخرت ما می شود چه تعداد ممنون او می شویم؟ چه تعداد سنگش می زنیم؟ چه تعداد دشنام به او می دهیم؟ آیا امروزه و با روحیاتی که در جامعه ایجاد شده کسی جرأت امر به معروف و نهی از منکر زبانی دارد؟ لذا به نظر می رسد سقوطی که برای امتهای دیگر اتفاق افتاده زنگ خطرش برای ما نیز وجود دارد!! لذا ایمان آورندگان بدانند که اگر ایمانشان را ریشه دار نکنند و درخت ایمان با عمل صالح به بار نرسد با وزیدن بادی همه چیز خود را از دست خواهیم داد و باید متوجه باشیم که سنت الهی آزمایش، چیزی نیست که برای بعضی از امم قابل اغماض باشد و شیطان در انجام نقش خود هیچ کوتاه نمی آید. گناه خود را به گردن دیگران انداختن برای رهایی از عذاب وجدان هم هیچ سودی برای ما ندارد.  

     بیاییم تا دیر نشده و مرگی که همه ما را دیر یا زود در بر می گیرد از راه نرسیده، با استعانت از درگاه الهی توبه نموده و در این شبهایی که شب قدر در آن نهفته تصمیم بگیریم که ما نیز می توانیم یکی از بندگان خوب خدا و از کسانی باشیم که جزء قبول شدگان باشیم و همواره با الگو قرار دادن ائمه اطهار علیهم السلام و توسل به خاندان عصمت و طهارت و اطاعت از اوامر ولی فقیه در این عصر غیبت، مسیر صحیح عبودیت و بندگی را بپیماییم و از لغزشگاهها به سلامت عبور نماییم.          

         و این را باید بدانیم که بندگی خدا فقط در جنبه های فردی نیست. چه بسا اصل آزمایشات در جنبه های اجتماعی که از اهمیتی بی حد و حصر برخوردار است باشد. شاید هم که شیطان بسیاری را در انجام عبادتهای فردی رها کند ولی در لحظه های حساس وظایف اجتماعی وارد شده و عمل آنان را باطل کند که نمونه های آن را این روزها و در بحث انتخابات شاهد بودیم که چه کسانی و با چه ادعاهایی شمشیر را از رو و بر علیه جمهوری اسلامی ایران کشیده و از هیچ توطئه ای فرو گذار نکردند. شاید یکی از دلایلی که باعث شده کسانی چون طلحه و زبیر این روزها خودنمایی کنند و اصل نظام اسلامی که ولایت فقیه باشد را نشانه روند کوچک شمردن گناه باشد که متأسفانه در جامعه اسلامی ما در زمینه های مختلف رواج فراوان دارد.

       برای نمونه بحث تراشیدن ریش چیزی است که بزرگان دین آن را نهی کرده و بسیاری آن را گناه و فسق و سر پیچی از دستور خداوند دانسته اند. ولی در عمل چقدر این گناه عادی شده که نهی از منکر در این زمینه بی اثر گردیده؟ آیا خنده دار نیست که بعضی از هیمن افراد ریش تراش دعا خوان بعضی از مساجد هم شده باشند؟!! دعاهایی که اینها می خوانند با آن گناه علنی شان چه هم خوانی دارد؟ البته نه همه خوبی ها در داشتن ریش است و نه همه بدی ها در تراشیدن ریش. چه بسا فرد ریش تراشی که در مجموع بهتر از هزاران ریش داری باشد که ریشش برای فریب دیگران بوده و تا به حال حاضر نشده به اندازه یک راهپیمایی جمهوری اسلامی ایران یا مردم مظلوم فلسطین را حمایت کند. ولی مسئله این است کسی که ریش می تراشد علناً گناهی را انجام می دهد و این گناه اگر کوچک هم باشد گناهان بزرگتری چون کوچک شمردن گناه و ترویج معصیت از آن بیرون می آید. شاید خنده دار تر هم این باشد که در این شبهای قدر کسی با این گناه علنی بیاید و خواسته هایش را از خدای خود بخواهد. البته به نظر ما چنین خنده دار می رسد ولی خداوند متعال چنان به بندگان خود علاقه مند است که حتی اگر بنده ای گناهانش را واسطه ای برای توبه قرار دهد می پذیرد. و اگر توبه اش قبول شود معصیتهایش را نیز به حسنه تبدیل می کند. ما که چنین پروردگاری داریم آیا شایسته است که مسیر نافرمانی و سرپیچی را در پیش گیریم؟

       آیا تا کنون فکر کرده ایم در برابر عظمت این جهان بی انتهاء که در برابر عظمت خدای متعال هیچ است، چه عددی به حساب می آییم؟ آیا غرّه شدن در برابر خدای کریم و نافرمانی از دستورات الهی چیزی جز خود سوزی می تواند باشد؟ عده ای را چه شده که این روزها با وسیله قرار دادن رنگ سبز خواسته یا ناخواسته در مسیر نابودی جمهوری اسلامی ایران که ثمره خون صدها هزار شهید و بلکه ثمره خونها و تلاش تمامی انبیاء و اولیاء در طول تاریخ، حرکت کرده و یکی از بزرگترین گناهان تاریخ را انجام می دهند؟!! مگر به واسطه جمهوری اسلامی ایران نبود که اسلام در جهان جانی تازه گرفت و مکتب تشیع که نامی از آن بیش نبود به عنوان تنها نجات دهنده بشر مطرح و خار چشم دشمنان اسلام شده؟ پس آن اشعری صفتان را که ادعای ایمان و عمل صالح دارند را چه شده که تیرهای خود را از کفار دریغ و به سمت جمهوری اسلامی رها می کنند؟!!.

 

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در پنجشنبه 19 شهریور1388 و ساعت |
سير فرار متهمین انفجار نخست‌وزیری از مجازات

گروه تاريخ- محمد مهدي اسلامي: یکی از اصلی ترین و جنجالی ترین تلاش ها برای رهایی منافقین از چنگال قانون در پرونده 8 شهریور رخ داد. اولین گام ها برای رهایی بخشیدن متهمین درست از لحظات انفجار آغاز شد که شایعه شهید شدن کشمیری به جریان افتاد.

این شایعات ساعت 6 صبح فردای حادثه صورت رسمی به خود یافت. پس از جلسه محرمانه ای که میان بهزاد نبوی، سعید حجاریان، خسرو تهرانی و مصطفی قنادها برقرار می شود ، اطلاعیه ای تنظیم و توسط محسن سازگارا معاون سیاسی اجتماعی بهزاد نبوی به صدا و سیما جهت اعلام ارسال می گردد ، در این اطلاعیه که ساعت 8 صبح از رادیو پخش می شود، "شهادت کشمیری" رسما اعلام می گردد. در جلسه مذکور صرفا در خصوص کشمیری مذاکره می گردد و درباره دیگر اشخاص حادثه سخنی به میان نمی آید؛ این در حالی است که در لحظه تنظیم این اطلاعیه علم کامل بر نبودن جنازه در محل حادثه، پزشکی قانونی و بیمارستانهای تهران حاصل گردیده بوده است و همچنین سرتیپ شرفخواه و سرهنگ وصالی بر خروج کشمیری لحظاتی قبل از حادثه شهادت داده بودند. افراد دیگری نیز بر این موضوع صحه گذاشته بودند. به عنوان نمونه جلال طالبی از خروج کشمیری لحظاتی قبل از انفجار از در نخست وزیری خبر داده بود که به دنبال آن از نگهبانان و مستخدمین نیز تحقیق گشته و اطمینان حاصل می گردد. از سوی دیگر خودروی کشمیری که صبح روز حادثه دیده شده بود، در محل خود نبوده و خانواده وی نیز از منزل وی خارج شده بودند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در شنبه 7 شهریور1388 و ساعت |
احمدي نژاد در سخنان پيش از خطبه‌هاي نماز جمعه تهران-1
وزير خارجه انگليس گفته بود اين بار كار نظام حساب شده تمام است

خبرگزاري فارس: رئيس‌جمهوري اسلامي ايران گفت: "يكي از وزراي خارجه كشورهاي دوست به ما گفت كه وقتي به وزير خارجه استعمار پير گفته‌ام كه چرا در امور ايران دخالت مي‌كنيد، او گفته است كه اين بار كار نظام جمهوري اسلامي را تمام خواهيم كرد و اين دفعه همه چيز را حساب كرده‌ايم ".

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در جمعه 6 شهریور1388 و ساعت |

بسمه تعالی

دیانت چه ربطی به سیاست دارد؟!!

     اگر نگاهی گذرا در طول تاریخ تا به امروز داشته باشیم به این نکته خواهیم رسید که تلاش های فراوانی شده تا به دین مداران القاء کنند که دیانت از سیاست جداست و اصلاً به دنبال سیاست بودن مغایر با دین داری است. این باور در برادران اهل سنت بیشتر جا افتاده و در شیعیان هم که خود را پیرو مکتب سرخ حسینی می دانند رسوخ کرده و در حال نهادینه شدن بود!!؟ اما مجاهدتهای علمای عامل و آگاه، دسیسه های دشمن را هر از چند گاهی نقش بر آب نموده و دست آنان را برای مردم رو می کرد. جمله شهید مدرس هنوز طنین انداز است که « سیاست ما عین دیانت ما و دیانت ما عین سیاست ماست » آیا منظور شهید مدرس این نبود که دیانت بدون سیاست دین نیست و سیاست بدون دیانت هم سیاست نیست و سیاست جزیی از دیانت و دشمن در پی جدا کردن دین از سیاست است؟

      با وقوع انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) و همراهی مردم مؤمن در حقیقت احیای حقیقی بخش اعظم دین و دینمداری بود. علت اینکه دشمنان اسلام تا کنون اینقدر بر علیه جمهوری اسلامی ایران دسیسه کردند نه فقط به خاطر از دست دادن منافع مادی بوده بلکه می بینند تلاشهای چند صد ساله آنها در جدا کردن دین از سیاست از دستشان رفته و اگر این وضع به همین منوال پیش رود دیگر ابهتی از آنان در جهان باقی نمی ماند. چه اینکه شاهد آن هستیم که در این سی سال تا چه اندازه ابرقدرتها دچار ذلت و خواری شدند و دیگر کشوری نیست که با التیماتوم سفیر یک قدرت برتر جهانی پایه های حاکمیتش بلرزد و دستها را بالا ببرند. هنگامی که در سال 1342 امام خمینی(ره) دستگیر شدند، اولین صحبتی که رئیس ساواک وقت ارتشبد نصیری با معظم له داشت این بود که سیاست پدر مادر ندارد، سیاست یعنی پدر سوخته گری و ... شما را به سیاست چکار؟! و از امام(ره) می خواهد که از مسائل سیاسی دست بکشند. امام(ره) هم پاسخ کوتاه و دندانشکنی به او می دهند و می فرمایند: «آنچه که گفتید ما به دنبال آن نیستیم» البته دشمنان اسلام و ایادی شان به خوبی دریافتند که دیانت بدون سیاست، دینی بی ضرر و چه بسا به نفع ظالمان و ستمگران هم باشد و مشروعیتی هم برای غاصبان ایجاد کند! چه اینکه در سالهای قبل از انقلاب شاهد بودیم که معدود آخوندهای درباری و بعضی مداحان چگونه از رژیم ستمشاهی حمایت و برای استمرار سلطنت ظالمانه و دست نشانده کفار دعا می کردند!!؟

     متأسفانه هنوز هم عده ای کج فهم هستند که پس از این همه حجت آشکار وبا علم به اینکه بیشترین مسائل اسلام، اجتماعی و سیاسی است و آن دسته اعمالی که جنبه جمعی دارد ارزش بی حد و حصر، نسبت به اعمال فردی دارد، باز دم از جدایی دیانت از سیاست زده و اگر هم به لفظ این را نگویند اعمال و رفتارشان این را ثابت می کند. آگاهان این دسته خوب می دانند اولین ضربه و انشقاقی که بین مسلمین اتفاق افتاد همین مسئله جدایی دین از سیاست و به عبارت روز مسئله سکولاریسم بود که با غصب امامت حضرت علی علیه السلام اتفاق افتاد و آن بر سر اسلام آوردند که همه می دانیم. اینها ابایی ندارند که خود را لیبرال معرفی و دین را امری فردی بدانند. چه اینکه دیدیم این افراد با اینکه به ظاهر شیعه هستند، در انتخاباتهای سراسری در مناطق سنی نشین مورد اقبال بیشتری قرار می گیرند!!؟ اما عده ای هم هستند که ناخواسته در مسیر دسته آگاه  و به ظاهر دین دار و در واقع دین ستیز، قرار گرفته و به دلایلی امر بر آنها مشتبه می شود که حساب اینها جداست. دسته اول امید چندانی به بازگشتشان نیست و تعداد آنها هم اندک و بیشتر در خواصند، خواصی چون سامری ها و طلحه و زبیر و اشعری ها و... اما دسته دوم امید به بازگشتشان در مسیر حقیقی دین وجود دارد و تعداد آنان هم اندک نیست. لذا جا دارد و به حسب امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه دیگر مؤمنین می باشد که دست این برادران ایمانی خود را گرفته و راهنما باشند. چه اینکه اگر چنین نکنند بر اساس احادیث و روایات در حق برادر مؤمن خود خیانت کرده و چه بسا در روز حساب همین کسانی که ناخواسته در دام خناسان افتادند از دیگر برادران مؤمن خود شاکی شوند که چرا شما که می دانستید به ما نگفتید!!؟ اگر چه آنها هم بگویند اگر می گفتیم اثر نمی کرد، ولی باز این جواب قانع کننده نیست. 

     شاید یکی از دلایلی که دسته دوم در دام دسته اول قرار می گیرند ضعف اطلاعات و نداشتن تکیه گاه مطمئن برای یافته های خود و یا جدی نگرفتن مسئله دین و دینداری و هدف خلقت باشد. به هر حال غفلت چیزی است که کم و بیش همه گرفتار آن هستیم و باید این را همه بپذیریم که ندانسته هایمان بیشتر از دانسته هایمان است. حتی علمایی که به درجات بسیار عالی می رسند می فهمند که دانسته هایشان در برابر ندانسته هایشان بسیار اندک است. اولین ضعفی که در باره واژه سیاست وجود دارد عدم تعریف و معنای صحیح و اسلامی آن در بین مسلمین و خلط نمودن آن با سیاست ضد اسلامی و ضد دینی است که توسط دشمنان دین اعمال می شود. اینکه بگویند سیاست پدر مادر ندارد و سیاست یعنی کلک و حقه و پدر سوخته گری، این همان چیزی است که در بین کسانی معمول است که یا دین ندارند و یا سیاست را از دیانت جدا می دانند. چرا که سیاستی که از دیانت برخاسته باشد چنین چیزهایی را تجویز نمی کند. لذا اگر فرد دینداری چنین حرفی را در باره سیاست بزند و دین را فاقد سیاست بداند در حقیقت به دین خود توهین کرده است.

     البته بد نیست در این مختصر به صورت کلی شمایی از سیاست را در سه نکته بررسی نماییم. 1- مفهوم سیاست: که به دو دسته تقسیم می شود الف: مفهوم لغوی. در لغت سیاست نسبت به کاربرد آن در موضوعات مختلف معنای خاصی می دهد. مثلاً اینکه گفته شود از مرزهای کشور سیاست کردند یعنی پاسداری نمودند. اما بیشترین کاربرد نسبت به مردم است. سیاست نسبت به مردم یعنی        « سرپرستی و عاقبت اندیشی نسبت به کار آنان». ب: مفهوم کاربردی. عملاً برداشتهای بسیار متفاوتی از سیاست نزد اندیشمندان غربی و اسلامی وجود دارد. اگر ماکیاول را مظهر اندیشمندان غربی بدانیم او سیاست را علم قدرت یا دانش سلطه جویی می داند. بدین معنی که سیاست را علمی می داند که به انسان یاد می دهد چگونه به قدرت برسد و چگونه قدرتش را حفظ کند و یا اینکه دانشی می داند که یاد می دهد چگونه بر دیگران مسلط و این سلطه را حفظ کرد. در این سیاست همان چیزهایی که به طور معمول از قبیل کلک و حقه و غیره گفته می شو تجویز می گردد. اندیشمندان اسلامی هم به طور کلی سیاست را تدبیر امور، تنظیم و اداره آن تعریف کردند. در این تعریف هم صالحان می توانند عهده دار سیاست باشند و هم فاسقان. اما امام خمینی(ره) که احیاگر اسلام ناب محمدی(ص) بودند می فرمایند:    « سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد و تمام این مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان است صلاح ملت است، صلاح افراد است. این(سیاست) مختصّ به انبیاء و اولیای الهی است و به تبع آن به علمای بیدار اسلام(در عصر غیبت).» همانطور که ملاحظه می کنیم در این تعریف جامع به جنبه های مختلف نیاز انسان پرداخته شده و مصداق کسانی که صلاحیت سیاستمداری دارند را نیز مشخص کرده است.

2- اهداف سیاست: اهداف سیاست متناسب با جهان بینی و نوع تعریفی که از سیاست وجود دارد تعیین می گردد. در سیاست تعریف شده ماکیاولی چون جهان بینی رسیدن به لذت بیشتر است و اعتقادی به مبداء و معاد وجود ندارد انتخاب اهداف شیطانی تجویز می گردد. از

حدود چهارصد سال قبل که نظرات ماکیاول مطرح و سپس توسط دول غربی به مرحله اجرا در آمد پدیده استعمار هم شکل گرفت وغارت ملتهای دیگر به بهانه عمران و آبادانی آغاز گردید. و امروز هم می بینیم که به بهانه دموکراسی، حقوق بشر و مبارزه با تروریسم و غیره، سلطه و غارت بر علیه ملتهای ضعیف در حال انجام است و حتی برای اینکه بازار فروش جنگ افزارهایشان داغ و آزمایش شوند، جنگی را در سرزمین دیگران طراحی و با پول ملتهای دیگر اجرا می کنند. اما در سیاست اسلام ناب از آنجا که جهان بینی به خدا رسیدن و عبودیت حضرت حق است، سیاستمدار مسلمان باید اهداف خداپسندانه را انتخاب و او حق ندارد اهداف شیطانی را دنبال نماید. در این سیاست خدعه و کلک و پدرسوخته گری جایگاهی ندارد. در این سیاست است که حضرت علی علیه السلام در برابر معاویه ها و معاویه صفتان خون دل می خورد و از راه نیرنگ و خدعه برای فریب دادن مردم و تهدید و یا تطمیع آنان استفاده نمی کند. اما معاویه که در تقابل با چنین سیاستی بود، حتی ازفریب کودکان توسط بزغاله هم دریغ نمی کرد. معاویه آنچنان سیاستهایش را با حقه و کلک می آمیخت که شایع شده بود که حضرت علی علیه السلام سیاست ندارد!! در حالی که حضرت به این مضمون می فرمایند: « اگر ناخوشایندی گناه نمی بود که هر گناهی کفر است، من بهتر از معاویه می دانستم که چگونه مردم را مطیع خود نمایم.» اگر می بینیم که امروز نیز بعضی از سیاستمدارانی که بر کشورهای اسلامی مسلط هستند همان سیاستهای معاویه ای را دنبال می کنند این ربطی به اسلام ندارد و اگر دیدیم که حتی در جمهوری اسلامی ایران نیز در دوره هایی سکولارها با فریب مردم سالها توانستند در مسئولیتهای حساسی جای گیرند، این ربطی به اسلام و جمهوری اسلامی ندارد. این مربوط به ما می شود که سره را از ناسره خوب تشخیص نداده و در جهت آگاهی خود و انتخاب اصلح تلاش لازم را نکردیم!!  عدم شناخت سیاستهای معاویه ای و ماکیاولی که شاید ماکیاول هم شاگردی از شاگردان مکتب معاویه باشد، با سیاست اسلامی ناب، موجب انکار اصل سیاست دینی دربین عده ای شده است. در سیاست اسلام ناب و شاگردان مکتب امام حسین علیه السلام اهداف شیطانی هیچ جایگاهی ندارد و آنگاه که شاگرد این مکتب، حضرت مسلم ابن عقیل(ع) در خانه هانی بن عروه مخفی بود و عبیدا... بن زیاد (ل) به آنجا آمد و بنا بود حضرت مسلم کار او را تمام کند به واسطه اینکه چنین هدفی را خداپسندانه ندید از انجام آن منصرف شد.

3- ابزار سیاست: به طور کلی در سیاست غربی و ماکیاولی یا به عبارتی معاویه ای، هدف وسیله را توجیه می کند جلودار است و پیروان این سیاست بر این باورند که مهم رسیدن به هدف است و از هر ابزاری می توان استفاده کرد. دنیا شاهد بود امریکا برای رسیدن به پیروزی زودتر، حاضر شد مردمان دو شهر بزرگ ژاپن را قتل عام نماید. منافقین پیرو چنین سیاستی را در کشور شاهد بودیم که برای ایجاد نا امنی آن ترورهای کور را بر علیه مردم کوچه و بازار انجام می دادند. و در روزهای اخیر هم شاهد بودیم که پیروان این سیاست که در مناطق سنی نشین بیشترین آراء را داشتند!!؟ برای رسیدن به اهداف شیطانی خود چه تهمتها و دروغهایی به رقیب خود نسبت داده و پس از اینکه مردم اقبالی به آنها نکردند، با زیر پا گذاشتن آیه شریفه 46 از انفال، نظام اسلامی را به دروغ گویی و تقلب متهم و برای ادعاهای واهی خود هیچ دلیلی (جز اینکه روز را شب جلوه دهند) نداشته و به جای احترام گذاشتن به نظر اکثریت قاطع مردم و گردن نهادن به قانون، طرفداران خود را به اغتشاش دعوت و جان و مال و نوامیس مردم را مورد هجمه قرار داده و دشمنانی که مجبور شده بودند موجودیت جمهوری اسلامی ایران را بپذیرند را به طمع انداخته و وهابیون را نیز بسیار شادمان کردند. براستی چنین کسانی را می توان گفت پیرو سیاست اسلامی هستند؟!! آیا کسی که همسر و فرزندانش گرداننده اصلی آشوبها بودند و از آنان اعلام برائت نکرده و در آن دوره قبل و نه تاکنون به منتخب ملت تبریک نگفته، آیا از سیاست اسلامی بویی برده است؟!! آیا چنین افرادی با چنین تفکراتی برای نظام اسلامی خطرناک نبوده و نیستند؟ مگر نه این است که اسلام ضربه های کاری را از سوی افراد چند چهره خورده؟ مگر ائمه اطهار علیهم السلام به وسیله مسلمان نماها به شهادت نرسیدند؟ مگر آخرین ذخیره الهی به جهت مصون ماندن از کید منافقان اسلام در پرده غیبت به سر نمی برند؟ آیا ولی امر مسلمین که در خطبه های 29/3/88 آنگونه با امام زمان خود استغاثه نموده و از اهدای جان خود در برابر توطئه اخیر سخن به میان آوردند، ارتباط با همین قماشی نداشت که قبل از انتخابات نیز خبر از آشوبهای خیابانی داده و تهدید کرده بودند؟ آیا زمان آن نرسیده که جامعه اسلامی بویژه تشیع دامن خود را از لوس وجود چند چهره ها پاک کند؟  ما یزدی ها که خود را از بسیاری نعمات محروم و کسانی که باید راهنما و هدایتگرمان باشند اگر گمراه کننده نباشند! جای شکرش باقی است، اگر دست روی دست گذاشته وهمچنان کوتاهی کنیم، آیا شایسته این خواهیم بود که همچنان یزدی را به تبار و نیاکان مؤمن و خدوم خود بشناسند؟ آیا برای یزد ننگ نیست که پس از آن سخنرانی رهبر فرزانه انقلاب در میدان امیر چقماق (12/10/86) در خصوص انتخاب اصلح برای نمایندگی مجلس، کسی را راهی مجلس کنند که مورد حمایت حزبهایی باشد که محور اصلی اغتشاشات اخیر بودند؟!، آیا برای یزدی ننگ نیست که نماینده شان با کمال پر رویی و وقاحت دریافت حکم حکومتی از سوی مقام معظم رهبری را امری عجیب و غیرقانونی اعلام و کسی هم دم در نیاورد؟!! آیا برای یزدی ننگ نیست که نماینده شان آنان را به طمع شام و نهار در استقبال از رئیس جمهور متهم کند؟!! آیا برای یزد دارالعباده و دارالعلم ننگ نیست که آرای سیاسی شان به مناطقی که وهابی ها نفوذ دارند نزدیک شود؟!! آیا برای یزد ننگ نیست که شخصیتهایی سیاسی و روحانی عضو فعال مجمع روحانیون مبارز و به ضد انقلاب پیوسته دارد ؟!!، آیا اینها سهمی در اغتشاشات 30/3/88 در آتش زدن مسجد در تهران و قتل و غارت نداشته و ما نیز مسئولیتی در قبال آنان نداریم؟!!

     زیاد از اصل قضیه دور نشویم در یک کلام سیاست ماکیاولی یا معاویه ای، جدای ازانتخاب اهداف شیطانی، حکم می کند که برای رسیدن به هدف شیطانی، از ابزار شیطانی هم استفاده و فرد بی گناهی چون ندا آقا سلطان را به قتل رساند تا تنور اغتشاشات داغ تر گردد. اما سیاست اسلام ناب به مسلمان اجازه نمی دهد از ابزار شیطانی استفاده کند و در ماجرا های اخیر، علی رغم اینکه بعضی از اغتشاشگران به سلاح گرم مجهز بودند نیروهای انتظامی با پذیرش صدها مجروح و شهید از سلاح گرم استفاده نکردند. چرا که اینان پیرو مکتب حسینی هستند که با مواجه شدن با اولین سپاه دشمن، آنها را تشنه می یابند و حضرت دستور می دهند که حتی به حیواناتشان هم آب بدهند. اما همین دشمن که سیاستی معاویه ای دارد، چند روز بعد آب را بر روی زن و فرزندان هم بستند و هنگامی که  امام حسین علیه السلام جرعه ای آب برای فرزند شیرخوارشان طلب کردند. پاسخشان تیر سه شعبه به گلوی حضرت علی اصغر(ع) بود!!

     آخرین کلام: ای برادر و خواهر ایمانی نکند سالها دم از اسلام و حسین و مهدی (علیهما السلام) بزنیم و هنوز متوجه نباشیم که سیاست و دیانت حسینی و مهدوی عجین در همند و خدای نخواسته ادعایمان با عملمان متفاوت از آب در آید؟! نکند به ظاهر در زیر پرچم اسلام و در لحظه های حساس زیر پرچم نفاق باشیم!! آیا شیطان هنرش جز این است؟ آیا از پس شیطان در عرصه های سیاسی بر آمده ایم؟! چه تکیه گاه مطمئنی برای مصون ماندن از فریب و خطا انتخاب کردیم؟  در این جنگ رسانه ای که جبهه نفاق و کفر دست بالا یی دارند، آیا از نشریات پاکی چون هفته نامه پرتو سخن استفاده می نماییم؟         شهريور ۱۳۸۸              یزد: علی اصغرباقری    

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در چهارشنبه 4 شهریور1388 و ساعت |