تبليغاتX
ارزش نیوز

ارسال بهترین کمک غذای ممکن برای بسیجیان آموزشی

در سال ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ که در مرکز آموزش شهید بهشتی یزد (باغ خان) و بوستان ولایت فعلی به عنوان مربی در خدمت نیروهای بسیجی و سپاهی بودم هر از چند گاهی چهره ای که قبلاً آوازه ای از او شنیده بودم به مرکز آموزش آمده و در جریان آموزش نیروها و مشکلات آنها قرار می گرفتند. و ایشان حضرت آیت الله سیّد جواد مدرسی که مدتی امام جمعه موقت یزد بودند. از آنجا که کادری که در اوایل سال ۶۰ مرکز آموزش را با مدیریت برادر فخرالساعه و شهید حسن رشیدی به دست گرفته بود با همتی بلند به دنبال افزایش پذیرش نیروی آموزشی و پاسخگویی به استقبال گسترده بسیجیان به آموزش بود و از طرفی بعضی از کسانی که از اداره ای دیگر به سپاه مأمور شده و مسئولیتی در سپاه در امر تدارکات داشته مخالف این روند بودند (خوشبختانه چنین کسانی پا به جبهه نگذاشتند)لذا تنها کاری که می توانستند بکنند کارشکنی و عدم تأمین خوراک مناسب برای نیروهای آموزشی به بهانه های مختلف بود چرا که غالباً نیروهای پذیرش شده از استانهای دیگر از جمله تهران می آمدند لذا جیره غذایی شان به همراه نیروها نمی آمد. ما هم که مربی بودیم شب و روز نداشتیم و سخت مشغول برنامه های آموزشی و نمی توانستیم کاری بکنیم. اما می دیدیم که نیروها با آن همه فعالیت بدنی از نظر غذایی تأمین نمی شوند.

یکبار که حضرت آیت الله سیّد جواد مدرسی به پادگان آمده بودند این را فرمودند: آیا به اینها آموزش نظامی خوب می دهید؟ و اضافه کردند: اینها نیامدند اینجا حمد و سوره شان را درست کنند!! که بنده خدمتشان در خصوص سلاح هایی که آموزش می دهیم توضیح دادم که بیش از آنچه که یک آموزش عمومی نیاز دارد در زمینه سلاح و تاکتیک و تخریب فراگیری دارند و این یک واقعیت بود. اما خدمتشان هم در خصوص کمبود مواد خوراکی و عدم تأمین لازم گلایه کردم که بعد از رفتنشان و پس از یکی دو روز یک وانت از خرماهای بسیار عالی پیارم که در حصیرهای محلی بود برای پادگان فرستادند که ما هم تا آن موقع خرما به این کیفیت و خوبی ندیده بودیم و کمک بسیار زیادی در امر تغذیه نیروهای آموزشی شد و از آن پس برای غالب دوره های آموزشی ایشان از این خرماها ارسال می کردند.       

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در چهارشنبه 26 آبان1389 و ساعت |

آیا نماز گزاران اجازه دارند علت را بدانند؟!!        

امام جماعت مسجد محله سنت حسنه ای را پایه گذاشته و هر شب بعد از نماز عشاء چند مسئله می گوید تا نماز گزاران با احکام دینی بیشتر آشنا شوند. امشب که عید قربان را پشت سر نهاده بودیم مسئله در موضوع سوره ای که در نماز خوانده می شود بود که اگر کسی سوره ای را شروع نمود ولی خواست سوره دیگری بخواند می تواند آن سوره را رها و سوره دیگری را شروع نماید الاّ سوره توحید و قل یا ایهاالکافرون که هرگاه نمازگزار یکی از این دو سوره را شروع نمود دیگر نمی تواند آن را رها و سوره دیگری بخواند. اما باز این مسئله یک استثناء دارد و آن جایی که امام جمعه سهواً به جای سوره جمعه یا منافقون سوره توحید یا قل یا ایهالکافرون شروع نماید که در اینجا می تواند یکی از این دو سوره را که شروع نموده رها و سوره جمعه یا منافقون را بخواند. این هم به شرط اینکه سوره مذکور به نصف نرسیده و امام جمعه عمداً یکی از این دو سوره را آغاز نکرده باشد. به بغل دستی ام گفتم این قسمت آخر مسئله در یزد کاربرد ندارد زیرا قریب 22 سال است که ندیده ایم امام جمعه یزد سوره جمعه یا منافقون در نماز جمعه بخواند و او هم که از نماز جمعه ای های پر و پا قرص است تأیید نمود که من هم تا کنون ندیده ام امام جمعه یزد در نماز جمعه سوره جمعه و منافقون بخواند!! براستی با این همه استحباب چرا امام جمعه یزد (همان یزدی که اخیراْ علاوه بر دارالعباده به دارالعلم هم مشهور شده) تا به حال سوره جمعه و منافقون نخوانده و آیا چنین رکورد شکنی در سطح نماز جمعه های کشور وجود دارد که امام جمعه ای 22 سال نماز جمعه بخواند و سوره های وارده برای نماز جمعه را نخوانده باشد؟!! این در حالی است که یاد نداریم شهید محراب حضرت آیت الله صدوقی(قدس سره) نماز جمعه ای را بدون سوره جمعه و منافقون خوانده باشند. براستی علت چیست؟ آیا نماز گزاران اجازه دارند علت را بدانند؟!!        

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در چهارشنبه 26 آبان1389 و ساعت |

گزارشی مختصر از مراسم دومین سالگرد ارتحال حضرت آیت الله سید جواد مدرسی

در شب شهادت امام محمد باقر علیه السلام مراسم دومین سالگرد رحلت حضرت آیت الله سیّد جواد مدرسی با حضور چند هزار نفر از مردم قدرشناس يزد در مسجد بياق خان بازار يزد برگزار گردید که به علت ازدحام جمعیت عده ای در حیاط مسجد حضور داشته و تا پایان مراسم پس از هر برنامه و سخنرانی جمعیتی می رفتند و باز مسجد با شرکت کنندگان جدید پر می شد. ابتدا دو تن از قاریان به تلاوت آیاتی از کلام الله مجید پرداخته سپس حجت الاسلام والمسلمین صدرالساداتی در خصوص مقام عالم و تقسیم بندی عالمان به عالم ربّانی و عالمی که دکان باز کرده و مردم را فریب می دهند و ذکر نمونه هایی بر اساس روایتی از امام محمد باقر علیه السلام پرداخت.

 سخنران بعدی آيت الله سيد ناصر محمدي رييس دفتر شوراي نگهبان در استان يزد بود که با بيان اهميت مقام علم و عالم در اسلام به بيان فضايل اخلاقي آن مرحوم پرداخت.
آيت الله محمدي، صراحت لهجه، امر به معروف و نهي از منكر و صداقت در قول و عمل را از شاخصه هاي رفتاري ايشان دانست و در ادامه افزود: آيت الله مدرسي هم خوب زندگي كرد و هم فرزندان نيك و خوبي بجاي گذاشت.
پس از سخنرانی آیت الله سیّد ناصر محمدی هیئت عزاداری بازار یزد به مناسبت شب شهادت امام محمد باقر (عليه السلام) و تجلیل از خدمات عالم ربّانی وارد مجلس شده و به نوحه خوانی و سینه زنی پرداختند. نکته قابل توجه این بود که با آمدن هیئت بسیاری گمان کردند برنامه تمام شده و مسجد را ترک کردند که تا اندازه ای مسجد خالی شد ولی پس از لحظاتی مجدداً مسجد و حیاط آن پر از جمعیت جدید گردید.

در پایان حجت الاسلام والمسلمین تکیه ای از وعاظ قم به ایراد سخنرانی پرداخت و با اشاره به اهداف پلید فتنه سبز در سال گذشته از درایت مقام معظم رهبری در مهار آن گفت: متأسفانه از ۲۳ تا ۲۹ خرداد ۸۸ کسی بر علیه فتنه سبز حرفی نزد و بعضی از بزرگان هم!! گفتند نکند یک وقت سبزی ها برنده شوند آنوقت با آنها چه کنیم؟!! ولی آن خطبه های روشنگرانه مقام معظم رهبری به دیگران جرأت داد تا وارد صحنه شوند.  

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در یکشنبه 23 آبان1389 و ساعت |

سیّد شهر مؤمنان

 تقدیم به روح ملکوتی آیت ا... سیّد جواد مدرسی یزدی(ره)

 شب شد و آفتاب دلها رفت      مرد بی انتها دریغا رفت

********

مردی از جنس آبهای زلال        از تبار شکوفه های کمال  

********

مردی از کاروان ابراهیم      بتشکن، پرشکیب، بی تسلیم

********

آن مسیحی که با دم امداد       به تن مرده باز جان می داد

********

آن کلیمی که دل به شور گرفت    از رُخَش طور سینه نور گرفت

********

اقتدا کرده بود در دنیا                به حسین و قیام عاشورا

********

دشمنِ دشمنانِ خون آشام        مرد عزّت، شرف، حماسه، قیام

********

مردی از بند حبّ نفس رها        مرد سجاده و نماز و دعا

********

مردی از کوی نفس کرده سفر    مرد خون گریه های وقت سحر

********

در قنوتش ترنّم باران                در سکوتش تبسّم ایمان

********

او دماوندِ رادمردان بود             کوه الوندِ حق نوردان بود

********

در دلش باغی از تأله داشت       اجتهادی پر از تفقّه داشت

********

زنده می کرد جان عشق را          راه و رسم امام صادق را

********

رادمردی که علم را جان داد      کرم و صبر و حلم را جان داد

********

بس که آن مه امیر جان شده بود      سیّد شهر مؤمنان شده بود

********

باغ ها داغی از شقایق او             مردم پا برهنه عاشق او

********

آه، خمِّ غدیرِ یزد مرو             چشمه سارِ کویرِ یزد مرو

شعر از محمد جواد زمانی

حاشا زمان مدرسی یزدی آورد       حاشا زمین و جلوه سید جوادمان

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در جمعه 21 آبان1389 و ساعت |

 به یاد مرحوم حضرت آیت الله سیّد جواد مدرسی (قدس سره)

 اَلا اِنّ اولیاءالله لاخَوف عَلیهم ولاهم یَحزنون

 الّذین آمنوا و کانوا یَتّقون

 رفته اِی دامن کشان، از برم ای مه نشان

مانده راهت یادگار، پیش چشم عاشقان

********

ای شکوه سادگی، اسوه آزادگی

در خلوصت کرده گل، مکتب دلدادگی

********

عشق و محراب و سحر، بی رخت خونین جگر

کوچه کوچه در به در، از تو می گیرد خبر

********

ای فقیه اهل بیت، ای حبیب اهل دل

دل ز داغت بی قرار، جان به مهرت متصل

********

ای امید انقلاب، ای عزیز رهبری

همچنان به رهروان، سیّدی و سروری

********

گل برآرد روزگار، گوهر از دریا بسی

کی گل آرد چون جواد، سیّدی مدرّسی

********

ای انیس شاهدان، مونس آلا له ها

آشنا با درد عشق، در فراق لاله ها

********

ای صبور سر بلند، ای بلند سر به زیر

از تو می بالد بهار، از تو می بارد کویر

********

سالکان را پیر عشق، سرخوشان را باده نوش

خستگان را تاب و تب، تشنگان را ِمی فروش

********

می شود هجران تو، هر نفس سال غمی

سالی از هجران گذشت، ای دریغا همدمی

********

گل بر آرد روزگار، گوهر از دریا بسی

کی گل آرد چون جواد، سیّدی مدرّسی

 شعر از محمدی کبیر با اندکی تصرف

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در جمعه 21 آبان1389 و ساعت |

در شب شهادت امام محمدالباقر عليه السلام مراسم دومين سالگرد رحلت حضرت آيت الله سيد جواد مدرسي شنبه ۲۲/۸/۸۹ بعد از نماز مغرب و عشاء در مسجد بازار يزد (بياق خان) برگزار مي گردد.

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در جمعه 21 آبان1389 و ساعت |

پنج سال از تومار مردمی یزد گذشت

ششم آبان ۱۳۸۴ امضاء توماری پس از راهپیمایی قدس و در محل نماز جمعه یزد حیرت عده ای از مسئولین را بر انگیخت. سالها بود که بسیاری انتظار می کشیدند که تحولی در امامت جمعه یزد ایجاد شده و از یکجانبه گرایی که در طول هشت سال به اصطلاح اصلاحات دیده بودند رهایی یابند. روی کار آمدن دولت دکتر محمود احمدی نژاد که دگرگونی شگرفی ایجاد کرده بود زمینه و خواست قلبی بسیاری را فراهم نموده بود. از طرفی احتمال کناره گیری امام جمعه در وضعیت جدید و شایعات مربوطه چنین کنجکاوی را ایجاد کرد که اگر بناست تغییری صورت گیرد نظر مردم هم در انتخاب امام جمعه دخالت داده شود و کسی انتخاب نشود که مجبور باشیم باز دو دهه او را تحمل نماییم.

از آنجا که یکی از گزینه های اصلی که احتمال می رفت جایگزین شود همان کسی بود که چند سال قبلش در یزد به استقبال مراسم سخنرانی آغاجری در دانشکده پیراپزشکی شتافته بود!! حساسیت ها را بیشتر نمود و در یک حرکت مردمی و بدون هماهنگی با نیروهای اصولگرا که به تازگی استانداری یزد را از استاندار اصلاح طلب سابق به دست گرفته بودند انجام و با استقبال بسیار خوب مردم و نماز گزاران مواجه شد و علی رغم برخوردهای نیروهای امنیتی و بعضی از نزدیکان امام جمعه و توقیف تعدادی از تومارها، باز هزاران نفر تومار را امضاء نمودند و می رفت تا این حرکت در روزهای بعد و در نماز عید فطر نیز تکرار شود که با برخورد قهری امام جمعه و نیروهای امنیتی استمرار آن متوقف شد. مانده بودیم که این تومار را چگونه به دست مقام معظم رهبری برسانیم که برنامه های پی در پی مسئولین در حمایت از امام جمعه یزد آغاز شد اولین آن نامه ۸/۸/۸۴ شورای شهر یزد به مقام معظم رهبری بود که تا اندازه ای تومار را خنثی نمود. پس از مدتی حجت الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی رئیس دفتر مقام معظم رهبری برای مراسمی به یزد تشریف آوردند که در ابن فرصت نسخه ای از تومار مذکور را در کوچه جنب مسجد حظیره به ایشان تقدیم نمودم. 

پس از گذشت پنج سال از این واقعه که بسیاری بنده را یکی از مسببان آن می دانند و در عین اینکه یکی از مردمی ترین حرکتها بود بعضی از وابستگان آنرا به تومار سازی تشبیه می کردند. ولی می بینیم همین حرکت مردمی و مخلصانه که اقشار مختلف مردمی از بازاری و کارگر و کارمند و دکتر و مهندس و استاد دانشگاه و غیره در اجرای آن شرکت داشتند نتایج خوبی به دنبال داشته است. اول اینکه اگر امام جمعه یزد به دلایلی خیال کنار رفتن داشتند و یا مردد بودند، با این فرمان که همه مسئولین باید نظرشان را درباره تومار بیان کنند و با هجوم بسیاری از صاحب منصبان از جمله هتل داران در عرض ارادت، عزمشان جزم شد که بمانند و مردم هم مطمئن شدند که بنای تغییری نیست.

دوم اینکه امام جمعه یزد متوجه شدند که به صرف هماهنگی با بالا دستی ها نمی توانند پایه های مسئولیتی شان را مستحکم نگه دارند و باید به نظر و خواست مردم و نمازگزاران نیز توجه نموده و با قوه قهریه چه در منطق و چه در عمل با آنان برخورد نکنند. امام جمعه یزد متوجه شدند که راه اندازی جشنواره هایی چون فیلم حقیقت در هفته دفاع مقدس و دست دادن و روبوسی آن هنرپیشه زن با مرد نامحرم در جلو چشم هزاران نفر آن هم در ورزشگاه شهید صدوقی و بعد دعوت آن زن هنرپیشه و همراهان به منزل شهید صدوقی و به افتخارشان شام دادن بازتابهای طبیعی اش همین تومارهای مردمی است و این اندک حرکتی است که از ما یزدی ها بر می آید در حالی که چنین کارهایی مستحق بازخواستهای شدیدتری هست.

 سوم اینکه خطر معرفی آن فردی که آنچنان افکارش درهم و برهم است که به استقبال مراسم سخنرانی آغاجری می رود که دین را افیون ملتها و دولتها خوانده بود!! بر طرف شد و وی تا کنون در همان سمت امام جمعه موقت باقی مانده و اگر باز روزی زمزمه این شود که چنین کسی بخواهد در جایی به عنوان امام جمعه معرفی شود باز  همان مسئولیت بر عهده نیروهای ارزشی می آید که به وظیفه خود عمل کنند. البته تا کنون به این سوال پاسخ داده نشده که آن امام جمعه موقت از طرف خودش به استقبال مراسم سخنرانی آغاجری رفته بود یا از طرف دیگری هم نیابت داشت؟!!

           

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در پنجشنبه 6 آبان1389 و ساعت |
مدير مؤسسه گفت‌وگوي ديني در گفت‌وگو با فارس:
حضور مردم قم در استقبال از رهبري كوبنده‌ترين پاسخ به دشمنان نظام بود

خبرگزاري فارس: مدير مؤسسه گفت‌وگوي ديني گفت: مردم قم با خلق حماسه‌اي ديگر در استقبال از رهبري كوبنده‌ترين پاسخ را به دشمنان اسلام و نظام دادند.

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در دوشنبه 3 آبان1389 و ساعت |
گفت‌وگو با خانواده شهيدي كه رهبر انقلاب سرزده به ديدارشان رفت؛
همسر شهيد حقاني: ديدار "آقا " را روز قبل از حضرت معصومه (س) خواستم

خبرگزاري فارس: همسر شهيد حجت‌الاسلام حقاني كه رهبر انقلاب سرزده به ديدارشان رفت، گفت: نمي‌دانستم چرا اينقدر مضطرب بودم؛ روز قبل به حرم حضرت معصومه (س)‌ رفتم؛ آنجا دلم شكست و گفتم "خانم‌جان! چند روز است كه آقا به قم تشريف آورده‌اند و ما ايشان را زيارت نكرده‌ايم؛ خودتان عنايتي كنيد. "

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در شنبه 1 آبان1389 و ساعت |
 – جنبش وبلاگی حامیان جبهه پایداری