درد نامه رضا گلپور به دکتر احمدی نژاد


یکی بر سر شاخه بنشسته بن می برید

به گزارش جهان سید حمید روحانی که در نشست انصار حزب الله سخن می گفت با انتقاد از رویکرد آقای احمدی نژاد در تبعیت از مقام معظم رهبری اظهار داشت: رئیس جمهور گفتند که یک رئیس جمهور قوی و مقتدر موجب عزت کشور، رهبری و به خصوص ملت است. این درست است اما منظور از رئیس جمهور قوی و مقتدر چیست؟ یعنی کسی که قانون را زیر پا بگذارد و مجلس را دور بزند؟ به رهبر بی اعتنایی و به مردم پشت کند و وزرایش اگر اشتباهی کردند استیضاح نشوند و اگر استیضاح شدند لج کند و دیگر وزیر به مجلس معرفی نکند؟
وی افزود: آیا رئیس جمهور قوی و مقتدر از نظر ایشان یعنی کسی که بتواند با ملت، رهبر و با خدا لج بازی کند و به حکومت الهی آنگونه بی اعتنایی کرده و دیکتاتوری به وجود آورد؟ آیا رئیس جمهور مقتدر یعنی اینکه یک عنصر کثیف و مرموز را در کنار خودش بگیرد و با دهن کجی به ملت همیشه او را در کنار خودش بنشاند یا اگر به او گفتند معاون نباشد، رئیس دفترش کند؟! یا اینکه از بیت المال مبالغی هنگفت را دست یک عنصر ناباب دهد که آنقدر ریخت و پاش و کلاش پروری کند؟! آن هم در شرایطی که ملت در آن وضع اسفناک به سر می برند.
وی در ادامه با اشاره به جریان انحرافی گفت:همين چند شب قبل تلويزيون مصاحبهاي را با يک جانباز مظلومي داشت که خانم محجبه، نجيب و اصيل او به خاطر امرار معاش بايد برود در مترو دستفروشي کند تا زندگي را تأمين کند(!) بعد هم يک آدم بيسروپا و مرموزي آنگونه دستش باز باشد که کلاشپروري کرده و در اين مملکت پول ريخت و پاش کند؟! من چه بگويم؟ ما با اين رسواييها چه کار بايد کنيم؟ انسان اين دردها را بايد به چه کسي بگويد؟ من نميدانم اينها چه خبرشان است و چه کار دارند ميکنند؟ چرا اينقدر هول شدهاند و چرا اينقدر خودشان را گم کردهاند؟ چرا اينقدر بيظرفيت و کم جنبه هستند که تا به قدرت رسيدند، قانون هيچ، رهبري هيچ، مجلس هيچ، حکومت اسلامي و وليفقيه هيچ شود؟ و اينگونه در مملکت ديکتاتوري به وجود بياورند! اين روش نه با نظام اسلامي سازگار است و نه ملت هوشيار و آگاه اجازه ميدهند که چنين حکومتي بر سر کار بيايد. چگونه ممکن است اين ملت عليرغم آن همه مبارزات و فداکاريهايي که داشته است اجازه بدهد يک کسي در رأس قدرت به نام رئيسجمهور باشد و به مجلس و به رهبري بياعتنا باشد؟! آيا امکان دارد چنين حکمراني را ملت بپذيرد؟!
حمید روحانی با بیان اینکه پای انجمن جتبه مجددا باز شده است گفت:اين باند که امروز در کشور ما بازيگر صحنه شده و پشت چهره رئيسجمهور مخفي شده است، اگر فرصتي بيابند و قدرتي به هم بزنند، ديکتاتورياي به وجود ميآورند که تمام چکمهپوشان خونآشام دنيا را روسفيد کنند. با سحر و افسون و يک سلسله رمالبازي ميخواهند اسلام را بدنام کنند.
منبع
باسمه تعالی
گزيده فرمايشات مقام معظم رهبری ( بصيرت - تبيين)
« بلاهائى كه بر ملتها وارد ميشود، در بسيارى از موارد بر اثر بىبصيرتى است »
« گاهی خطاهای نخبگان بیشتر از خطاهای عامه مردم است »
توضیح: سالهاست بعضی از جمعه ها مطالبی با موضوعی خاص تهیه و در هزار نسخه تکثیر و در نماز جمعه یزد توزیع می نمایم که متن جمعه گذشته چنین بود)
یکی از وظایف زارع در مزرعه مبارزه جدی با علفهای هرز است و غفلت از این وظیفه می تواند در زمانی نه چندان زیاد تمامی زحمات و تلاشهای طاقت فرسای یک مزرعه دار را که در سرما و گرما و شب و روز تلاش نموده و با صرف هزینه های بسیاری مزرعه ای را آباد نموده به باد دهد. زارع هم باید به خوبی علفهای مختلف هرز را تشخیص داده و هم به موقع با آنها مبارزه نموده و آنها را از ریشه به در آورد زیرا علف هرز در اندک زمانی ریشه های عمیق خود را به درون خاک فرو برده و بیشترین آب و غذا را به خود اختصاص داده و مجالی برای رشد محصول اصلی باقی نمی گذارد و از طرفی در زمان کوتاهی به بار نشسته و با تخم ریزی فراوان موجب افزایش تصاعدی هم نوعانش شده و مزرعه را کاملاْ دگرگون می نماید. اگر زارعی نتواند علفهای هرز را تشخیص دهد و به جای مبارزه با آنها به جان محصول اصلی ضعیف شده افتاده و آنها را از سر راه علفهای هرز بردارد چه اتفاق ناگواری پیش خواهد آمد؟ در این زمان زارع فلک زده نیاز جدی به راهنمایی داشته و صاحب نظران در این رشته نباید او را به حال خود رها کنند. اما چنانچه صاحبان نظر به موقع نظرشان را به چنین زارعی دادند ولی علی رغم این خیرخواهی زارع غفلت زده بر دنده لج افتاد و قبول نکرد و بر تشخیص اشتباه خودش اصرار و ادامه داد چه سرنوشتی برای چنین زارع و کسانی که چشم انتظار حاصل مزرعه هستند رخ خواهد داد؟ در اینجا آیا خیرخواهان باید زارع غفلت زده را به حال خود رها نموده یا اقدامات جدی تری را انجام دهند؟ حال اگر زارع به گوشه قبایش برخورد و قهر نمود و برای مدتی سر کارش حاضر نشد آیا حرکتش قابل تحسین و عادلانه است؟
اندیشمند سیاسی جهان اسلام فارابی در آن شمایی که برای یک مدینه فاضله بیان می دارد یکی از وظایف مهم حاکمان را مبارزه با علفهای هرزی می داند که مدام در پیکره حاکمیت رشد نموده و حکومتهای سالم را رفته رفته فاسد می نمایند.
حال تصور کنیم اگر مسئولینی از یک حاکمیت سالم که با شعار مبارزه با علفهای هرز به میدان آمده و به خوبی هم کارش را ادامه داده و در قلوب بسیاری جا باز کرده و امکانات هم در حد اعلی در اختیارش قرار گرفته به یکباره در میانه راه به دلایل نامعلومی شروع به زدن حاصل اصلی و ایجاد فضای مناسب برای علفهای هرز نماید چه اتفاق ناگواری رخ خواهد داد؟ حالا اگر فرد یا افرادی بنا به وظیفه ای که دارند آمدند و به این آقای مسئول تذکر دادند آیا طرف نباید ممنون آنها باشد و پاسخ خیرخواهی شان را در عمل نشان داده و اشتباهش را تکرار نکند؟

این یکی که در دست مشاهده می شود شباهت زیادی به ریحان های کنارش می دهد و از آن علفهای هرز خطرناکی است که سریع رشد و تخم پاشی نموده و تکثیر می شود.
چه کسی این ماجرای پلشت را رقم زد؟
« آقاي دكتر احمدي نژاد بعد از يك غيبت ۱۱ روزه به دفتر كار خود بازگشت »
پاسخ اين سؤال نه پيچيده است كه براي فهم آن به اذهان ژرف انديش نيازي باشد و نه پنهان و رازآلود است كه بدون دسترسي به اخبار و گزارش هاي سري و طبقه بندي شده قابل درك نباشد. اين چرخش يكصد و هشتاد درجه اي دقيقا هنگامي آغاز شد كه دشمن احساس كرد- و يا در اين توهم افتاد- كه آقاي احمدي نژاد، حكم و توصيه رهبر معظم انقلاب را ناديده گرفته و از تن دادن به آن خودداري كرده است! به بيان ديگر، دشمن احساس كرد آرزوي ديرينه اش كه سه دهه برزمين مانده بود، يعني «حاكميت دوگانه» تحقق يافته و يا نشانه هاي آغاز آن ديده مي شود!
سيد مسعود شجاعي طباطبايي در وبلاگ خود با عنوان وصيتنامه عكسي را از علي فريدوني عكاس با سابقه ايرنا از عمليات رمضان منتشر كرده و مينويسد:
محور پاسگاه زید (27 تیر 1361) نیمهشب یکشنبه 27 تیرماه، گردان های در گیر در مرحله دوم عملیات رمضان به دلیل گذشت زمان و نزدیک شدن صبح، از تعدای از نیروهای داوطلب می خواهند که از میدان مین پیش رو سریع تر گذر کرده و معبری برای عبوردیگر رزمندگان باز کنند. از میان 150 نفر داوطلب به 20 نفر از آنان اجازه ی ورود به میدان مین داده می شود و اغلب این 20 نفر نیز به شهادت رسیدند.