تبليغاتX
ارزش نیوز - توقف گرایش به لیبرالیسم

زرشناس در خصوص جايگاه و نقش دولت نهم در راستاي ايفاي وظيفه‌ تاريخي خود گفت: سياست در يونان باستان صرفا معنايي دنيوي داشت و شأني از تربيت و مطابق انديشه افلاطون وظيفه تزييني يعني شأني بالاتر از توجه به معيشت مردم قائل است، اما در عصر جديد اين تعريف از سياست زير و رو ‌شد و نقطه قانوني آن درك جديدي از سياست است.

وي افزود: در اين درك جديد، سياست مفهومي اومانيستي پيدا مي‌كند و به امر قدرت مي پردازد و در خصوص رشد و اعتلاي وجودي و معاد وجهي پيدا نمي‌شود؛ چنين مفهومي در سياست هم از معناي افلاطوني فاصله گرفته و هم به مراتب بيشتري با دين فاصله مي‌گيرد.

اين محقق تصريح كرد: اما در نگاه حضرت امام آن مفهوم اومانيستي قدرت حذف مي‌شود چرا كه در تلقي ايشان سياست مرتبط با اصلاح زندگي مادي مردم و تلاش براي تربيت آنها است و در اين تلقي، خود را با قدرت تعريف نمي‌كند.

زرشناس با بيان اينكه در انقلاب اسلامي مفهوم سياست مدرن دچار فروپاشي ‌شد، اظهار داشت: در دوره بحراني اوج سيطره سكولاريسم در همه عرصه‌ها و دوره ستيز ليبراليسم و كمونيسم و همزمان با فروپاشي اركان تئوريك تفكر مدرن كه از دوره پنجم شروع شده بود و چشم‌انداز مدرنيسم را در بن بست مي‌ديدند، مفهوم جديدي از سياست توسط انقلاب اسلامي شكل ‌گرفت كه تزلزل اركان مدرنيته و تزلزل در همه سطوح تفكر مدرن از جمله سياست را به همراه داشت.

وي با اشاره به مطرح شدن رسالت انقلاب اسلامي در 2 شان داخلي و خارجي، ادامه داد: انقلاب اسلامي يك رسالت فراگير جهاني دارد و آن طليعه‌داري عصر ديني و عصر بازگشت به خداست اما وظيفه دوم آن است كه در جامعه ايران در عصر انقلاب كه اسير غربزدگي شبه مدرن بوديم و به بن بست رسيده بوديم، گذار از جامعه ايراني از غربزدگي شبه مدرن به جامعه اسلامي شكل گيرد.

اين عضو هيئت علمي پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي با طرح اين سوال كه دولت نهم در نسبت با اين رسالت‌هاي دوگانه چه نقشي بازي مي‌كند، گفت: اگر به حيات سياسي اجتماعي ايران و شكل‌گيري دولت‌ها بعد از صدور قطعنامه توجه كنيم، به نظر مي‌رسد قوه اجرايي ما گرفتار نوعي ليبراليسم بود.

وي افزود: تا قبل از ظهور دولت اصولگرا كه در واقع نوعي بازگشت به انقلاب و احياي آرمانهاي انقلاب مي‌باشد، قوه مجريه توسط كساني اداره مي‌شد كه به لحاظ فكري بيشتر ليبرال دموكرات بودند و ليبراليسم هم در ايران علي‌الاصول ذيل غربزدگي شكل گرفته است؛ در واقع ساختارهاي منسجم ليبرالي و بنيانهاي توانمند تئوريك ندارد بلكه ليبراليسم سطحي است كه قدرت پيدا كرده و رويكرد دولت‌ها به سمت تكنوكراسي بود.

زرشناس تصريح كرد: وقتي انقلاب اسلامي مدل مديريت ولايت فقيه يعني يگانه مدل قابل تحقق را مطرح مي‌كند، تكنوكراسي مدل بديل آن است؛ دولت‌هاي قبل از دولت نهم و بعد از دهه هفتاد به ليبراليسم دلبستگي داشتند اما با ظهور دولت نهم اين عرصه از اينها گرفته مي‌شود و فرصت بازگشت به شعارهاي اوليه انقلاب و فكر كردن به رسالت تاريخي انقلاب و رسالت جهاني آن رخ مي‌دهد.

اين محقق با بيان اينكه امروز اين فرصت تاريخي به وجود آمده و شور و شعار و شعور آن دوره زنده شده، اظهار داشت: حال سه وظيفه عمده براي اين دولت متصور است كه مي‌توان گفت سه تحول است. تحول در عرصه آموزش، اقتصاد و فرهنگ بصورت عميق بايد صورت بپذيرد كه البته وظيفه مشكلي است اما در اين سه عرصه بايد بر گفتمان سكولاريسم غربزده غلبه كنيم چرا كه تداوم انقلاب در گرو اين تحول اساسي است.

در بخش ديگري از اين نشست نيز يك استاد دانشگاه تاكيد كرد: در گفتمان سياسي دولت نهم مفهوم كليدي عدالت به ديگر مفاهيم معنا مي‌بخشد؛ برهمين اساس، دولت نهم به آن ساحت تفكر كه همه چيز را در ظل حقيقت حق مي‌بيند بازگشته است و اساسا قدرت‌طلبي وجود ندارد.

اكبر جباري با اشاره به رويكردهاي معرفتي و عرفاني گفت: از آن نظر كه دولت نهم را در افق انقلاب اسلامي و حقيقت انقلاب مي‌بينيم گويي بازگشت به حقيقت انقلاب شكل گرفته است لذا چارچوب نظري اين جريان را در همان چارچوب تئوريك انقلاب اسلامي مي‌شناسم.

وي افزود: اگر به مفهوم قدرت در دوره جديد توجه كنيم متوجه مي‌شويم كه اين مفهوم يك آميختگي با مفهوم انسان دارد، گويا از دل مفهوم اومانيسم، مفهوم قدرت برمي‌خيزد و در جريان‌هاي پست مدرن هم نقدهاي جدي به انسان محوري شده است. اما در بحبوحه بحرانها و انقلاب‌هاي مدرن، انقلابي با ويژگي تمايز و حيرت آور براي همه تحليلگران سياسي ايجاد شد.

جباري تصريح كرد: ويژگي مذكور را به طور عيني و ملموس مي‌توان در آن واقعه ديد كه حضرت امام در پاسخ به خبرنگاري كه از ايشان پرسيد چه حالي داريد، فرمودند هيچ؛ اين پاسخ كوتاه به نظر مي رسد معاني خيلي بلندي در آنها نهفته بود و آن اينكه بر آنچه كه در وقوع يك واقعه به انسان مربوط مي شود، اينجا هيچ موضوعيتي ندارد بلكه اراده حق تحقق پيدا كرد.

اين استاد دانشگاه گفت: در دوره‌اي كه پارادايم قدرت انسان در همه شئون ظهور يافته، با وقوع انقلاب اسلامي و تحقق اراده حق، پارادايم قدرت انساني فروپاشيده است و انقلاب به اين معنا، فروپاشي قدرت در معناي اومانيستي آن بوده است؛ گرچه در تحليل ظاهري انقلاب مي‌‌توان به وجوه انقلاب از قبيل نقش اجتماعات و گروه‌ها و غيره پرداخت ولي حقيقت انقلاب در نقطه اي ديگر است كه همان تفسير پارادايم انسان محوري به خدا محوري بود.

وي افزود: ما شاهد دو دهه حاكميت عملي ليبراليسم در سطوح فرهنگي، سياسي و مهمتر از همه، اقتصادي در كشور بوديم كه در آن تصور هر نوع تمناي الهي و معنوي در جامعه را غيرممكن كرده بود؛ به نظر مي‌آيد كه وقوع پديده‌اي به نام دولت نهم حكايت از تمناي معنويت دارد و گويي ارجاع به اين معنا دارد كه تمناي مردم همان تمناي اصيل انقلاب است، هنوز همان تمناي معنويت است و اين تمنا در شكل يك انتخابات ظهور مي‌كند.

جباري با بيان اينكه كل تحولات چندسال اخير را مي‌توان با همين رويكرد تحليل كرد، گفت: دولت نهم اين توفيق را پيدا كرده كه معناي عدالت را در نسبت به حقيقت دين بيان كند و در گفتمان سياسي امروز چيزي به عنوان عدالت نقش كليدي را بازي كند و ديگر مفاهيم همچون آزادي بر بنياد اين مفهوم طرح مي‌شود و اين مفهوم است كه به ديگر مفاهيم معنا مي‌بخشد.

وي با بيان اينكه به نظر مي رسد دولت نهم افق خوبي را انتخاب كرده، تصريح كرد: گرچه در ساحت عمل مسائلي هست كه نمي‌شود آنها را ناديده گرفت و حاكميت دو دهه ليبراليسم عملا برخي از مفاهيم را در بعضي از اذهان سطوح مديريتي كشور نهادينه كرده و يك تلقي ضعيفي از مفاهيم ديني را در بين برخي مشاهده مي‌كنيم.

اين تحليلگر با اشاره به اين نكته كه شكستن اين وضعيت نهادينه شده مجاهدت مي‌خواهد، اظهار داشت: در دور جديد براي نهادينه ساختن اين شعائر مجاهدتي نظري و عملي در سطوح دانشگاهي و اجرايي نياز است.

جباري تصريح كرد: بازگشت به امام كه مورد توجه اين دولت است يعني بازگشت به آن ساحت تفكر كه همه چيز را در ظل حقيقت حق مي‌بيند و انسان را هم مظهر يكي از اسماء حق مي‌بيند. لذا در اين فضا اساسا قدرت‌طلبي وجود ندارد.

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در شنبه 13 مهر1387 و ساعت |