رد صلاحيت برخي نامزدهاي انتخاباتي مجلس هشتم اما و اگرهايي را در ميان احزاب و گروهها ايجاد كرده است، برخي سخن از تحريم ميگويند و بعضي از ضرورت رايزنيها براي تأييد صلاحيت مجدد.
باتوجه به اهميت موضوع و نزديك شدن زمان انتخابات، پرداختن به آن از جهاتي مهم به نظر ميرسد:
1- اين بار وزارت كشور براي اولين بار به وظيفه قانوني خود عمل كرد و افراد فاقد صلاحيت و كساني كه صلاحيتشان احراز نشده بود براي نامزدي گزينش نشدند؛ اين اقدام موجب شد تيرهايي كه براي هدفگيري به شوراي نگهبان جهتگيري شده بود به هياتهاي اجرايي و مجموعه وزارت كشور نشانه روند و در واقع توطئه سنگيني كه عليه آن شورا تهيه ديده بودند خنثي شود و البته اين بار انتخابات مسير درست خودش را طي كرده است و بر همين اساس است كه نامزدهاي رد صلاحيت شده شكايت خود را به شوراي نگهبان برده به حمايت آن دل بستهاند.
2- حمايت بيگانگان از رد صلاحيت شدگان كار آنها را سخت تر كرده چرا كه خود همين ميتواند يك سندي عليه آنان به حساب آيد، همانگونه كه قبل از ثبت نام نيز حمايت بوش از آنان، آنها را دچار آشفتگي جدي ساخت. مقام معظم رهبري درباره حمايت بوش از مدعيان اصلاحات به ملت هشدار دادند؛ فكر كنيد چرا امريكا از گروهي پشتيباني ميكند؟ بيگمان افرادي كه براي رابطه با امريكا حاضر بودند عزت و سربلندي يك ملت را لگدمال كرده، براي تحقق رابطه، كاسه زهر را به رهبر عزيزمان تعارف كنند و براي خشنودي دشمن نه تنها داوطلبانه تعليق را پذيرفتند، كه با طرح سه فوريتي ميخواستند همه هستي هستهاي ما را بفروشند! قطعاً مورد حمايت امريكا هستند. اين ماجرا انسان را به ياد يك لطيفهاي مياندازد كه ذكر آن خالي از لطف نيست؛ روزي شخصي كه براي مديريت يك مركز ادبيات به مصاحبه رفته بود و از قضا رد صلاحيت هم شده بود با گلايه از مسؤول مربوطه پرسيد با كدام مَجوز مرا رد صلاحيت كرديد؟! آن مسؤول گفت به همين مَجوز...!
2- مدعيان قانونگرايي كه فرياد قانون قانون آنها گوش فلك را كر كرده بود و ديگران را به نقض قانون و گروه فشار متهم ميكردند امروز خود به بزرگترين گروه فشار تبديل شده براي گرفتن تأييد صلاحيت، از هر سو دولت و شوراي نگهبان را تحت فشار قرار ميدهند و حاضر به گردن نهادن به حكم قانون نيستند! آنها فكر ميكنند ميتوانند با جنجال و هياهو قانون را دور زده، بر كرسي قانون نويسي تكيه بزنند.
3- درباره رد صلاحيتها نكته ديگري نيز بايد مورد توجه قرارگيرد و آن اينكه رد صلاحيت نبايد منحصر به مواردي نظير نداشتن شرط سني، مدرك تحصيلي مورد نياز، و يا وجود پرونده فساد مالي و .... است شود؛ زيرا سخن از احراز صلاحيت براي نمايندگي مجلس است، نه پيدا كردن شغل براي افراد، بنابراين چنانچه نمايندهاي در يك دوره مجلس در نمايندگي خود ناكار آمد بوده و در ايفاي وظايف نمايندگي اش كوتاهي كرده، صلاحيت نمايندگي مجلس هشتم را ندارد. شايان ذكر است در بررسي عملكرد مجلس ششم، برخي نمايندگان را نشان ميداد كه در طول دوران نمايندگي حتي براي يكبار هم نطق پيش از دستور، طرح، تذكر آيين نامهاي و... نداشته اند!! و برخي از آنان قريب يك سوم جلسات تأخير يا غيبت داشته اند! اين فرآيند متأسفانه كم و بيش در مجلس هفتم نيز وجود داشته است. به راستي آيا اينگونه نمايندگان صلاحيت حضور مجدد در مجلس را دارند؟
گرچه شوراي نگهبان به دليل محدوديت قانوني نميتواند ميزان كارايي نمايندگان را براي تأييد يا عدم تأييد، مبنی قرار دهد ولي مردم بايد تأييد صلاحيت آنها از سوي شوراي نگهبان را كف صلاحيت دانسته، با انتخاب اصلح از ورود اينگونه افراد به مجلس جلوگيري كنند. اين اقدام ميتواند مجلس آينده را توانمندتر ساخته، و نمايندگان هر دوره را براي كسب رأي مجدد فعالتر خواهد ساخت.
4- برخي از رد صلاحيت شدهها همان نمايندگان مستعفي مجلس ششم هستند كه در واپسين روزهاي مجلس دست به تحصن زده با جنجال و بحران آفريني رسماً استعفا كردند! معلوم نيست اين افراد با كدام انگيزه براي مجلس هشتم نامزد شده اند؟ كارشناسان سياسي اين اقدام را در راستاي بالابردن آمار رد صلاحيتها و فراهم كردن زمينه تهاجم تبليغاتي بيگانگان ارزيابي ميكنند. منبع

