1. اصلاحطلبي، ورشكسته و اخراجشده از سوي ملتي است كه جانشان از فريبكاري و دغلبازي قدرتپرستانه و دينسوزانه اين طيف در 16سال حاكميت، و چهارسال اخراج و طرد توسط ملت، به لب آمده است. امروز بار ديگر اين قوم يورشگر به ايمانهاي مردم و بيتالمال و اركان نظام اسلامي به صحنه آمدهاند. چند نامزد از راست به چپ را علم كردهاند، تا «اصلح»! را بر كرسي رياستجمهوري بنشانند، و «بدتر از آن كنند كه كردند».
2. در اين «جنگ با اسلام و ايمان مردم» كه دمكراسي فريبكار و سرمايهخوار بسترساز آن است، «احزاب» قد علم كردهاند. راست ناراست و چپ منحرف با هم! يكي در نفاق و پشت صحنه - كه خنجر از پشت ميزند - و ديگري گستاختر با علم آمريكايي - اسرائيلي در دست! در اين جنگ، «مردانگي» نيست، چه رسد به «جوانمردي»! با اين همه ميگويم: اگر در طيف مقابل شما «عليبنابيطالب عليهالسلام» نيست - كه نبايد باشد - اما آن طيف «عمروبن عبدود» خود را آشكار و بينقاب به ميدان بفرستد!! اگر دارد؟
3. «كرباسچي»، محكوم ديروز و رئيس امروز ستاد كروبي، با علما، از چه سخن گفته است؟ از «دروغي» كه ساختهاند تا با آن به قدرت برسند؟ هيهات منا الذلة! اين دروغ چيست؟ «فاطمه رجبي توسط روزنامه صداي عدالت متهم شده كه ترور خاتمي را از علما درخواست نموده است»! در اينباره ميگويم: اگر دين نداريد، لااقل آزاده باشيد، زيرا:
در آن نوشته دقيقاً، خاتمي را «به دليل مهره سوخته آمريكا بودن، بيارزشتر از آن دانستهام كه ترور شود» همچنين گفتهام: «تروريستهايي كه رجايي و باهنر را كشتند، امروز در طيف اصلاحطلبان و نامزدكنندگان خاتمي» هستند، نه در ميان متشرعان! امروز ميپرسم: سازمان مخوف و نامشروع مجاهدين كه در ديدگاه شهيد لاجوردي متهم به قتل شهيدان رجايي و با هنر بود، حالا مدافع و حامي كيست؟ و در پناه چه كساني سر به سلامت برده است؟
عطريانفر كه بنا به گفته «عزتشاهي» فراريدهنده شوهرخواهر تروريست خود – عامل ترور نافرجام مقام معظم رهبري - بوده، امروز در كدام لانه سياسي لميده است؟ اصولاً نكته مهم آن نوشته اين بوده كه «متشرعان تروريست نيستند». بلكه «دينستيزان اصلاحطلب به خون متشرعان تشنهاند»!
4. اما بهتر بود كرباسچي زودتر اين سخن را با علما در ميان ميگذاشت:
- روزي كه بايد مسأله «حرمت دست دادن خاتمي با زنان» استفتا ميشد.
- روزي كه بايد به استيضاحكشيدن امام عصر عجلالله تعالي فرجه الشريف - نعوذبالله- توسط محمدرضا خاتمي، تعيين تكليف شرعي ميشد.
- روزي كه بايد سفر ننگين خاتمي به واشنگتن و محتواي شوم آن، به ميزباني بوش جنايتكار حكم ميگرفت.
- روزي كه بايد «ارتداد» تئوريپردازان اصلاحطلب با بلندگويي آغاجري، روشن ميگرديد.
- روزي كه بايد «حسينكشي يزيدگونه» در روزنامه سعيد حجاريان، و «مذهبسوزي عبدالله نوري» در روزنامه خرداد، بررسي ميشد.
- روزي كه بايد صلاحيت خاتمي براي داشتن لباس دين، در دينسوزي آزادي خواهانهاش با شعار «شكست دين در برابر آزادي» رد ميشد.
- روزي كه بايد ترويج پليد «طالبانيسم توسط خاتمي و اوباش اصلاحطلب» عليه هر «دينداري و دينمداري»، «روحانيتو مرجعيت» كالبدشكافي ميگرديد.
- روزي كه بايد «نسبت به تطهير خلفاي غاصب از غصب ولايت اميرالمؤمنين عليهالسلام» توسط هاشمي رفسنجاني كسب تكليف ميشد.
- روزي كه بايد هاشمي رفسنجاني به دليل «توسعه آمريكايي» با پيامدهاي ويرانگر اقتصادي فرهنگي آن، و نمودهاي عملي در رفتار فائزهاش و مهدي، فيلم تبليغاتي خود او، و سفرهايش به دربار وهابيت سعودي، مورد سؤال قرار ميگرفت.
- روزي كه بايد وعده وزارت به اهل سنت براي خريد راي آن توسط نامزدهاي دارنده لباس روحاني بررسي ميگرديد.
- روزي كه بايد غارتگري بيتالمال در «آقازاده پروري» و «حلقه مديران لايق و با تجربه» پيگيري ميشد.
- روزي كه بايد «خيانت به كشور»، «اقدام عليه امنيت ملي»، «ارتباط با بيگانگان و ارائه اسناد محرمانه به آنها» توسط مديري لايق و دردمند!! مجازات ميشد.
- روزي كه بايد «حرامخواري ربوي» در بانكداري و معاملات اقتصادي، مورد استفتاء قرار ميگرفت.
- روزي كه بايد عاملان «تعطيلي شرمآور و ذلتبار 3 ساله تأسيسات هستهاي» به محاكمه كشيده ميشدند.
- روزي كه بايد پرونده اصلاحطلبي دينسوز بازگشايي شود و ملاحظه گردد كه نامزد اصلح آنها در رأس ستاد انتخاباتي خود دستهگلهايي چون كرباسچي و عبدي- دو محكوم زندانهاي جمهوري اسلامي به جرم غارتگري بيتالمال و اقدامات ضد امنيتي را قرار داده است.
- روزي كه بايد باطن 16سال ويرانگري اقتصادي، سياسي و فرهنگي نه به دليل «ناكارآمدي، بيتجربگي، ضعف مديريت، شتابزدگي و نسنجيدگي و ديگر اتهاماتي كه به احمدينژاد ميزنند» بلكه به علت «برنامههاي آمريكايي توسعه و اصلاحات» عريان شود و مورد مؤاخذه يا محاكمه قرار گيرد.
- روزي كه بايد خانوادهسالاري، قبيلهگرايي، ايجاد حلقههاي مافيايي ثروت و قدرت بدون هراس از رؤوس آن، در يك «عدالت محوري» به مصاف كشيده شود، و بنا به فرموده مولاي متقيان عليهالسلام، «بيتالمال از مهر زنان آنها بازپس گرفته شود».
- روزي كه بايد تلاش گسترده 16ساله در «بتسازي» از چهرههاي خاص به بحث گذارده شود، و اين راه غيرخدايي، كه به «انزوا»، و «از صحنه خارج ساختن» و سپس «توهين و هتاكي نسبت به روحانيت و مرجعيت عظيمالشأن» انجاميد، عقوبت شود.
- روزي كه بايد دروغ و ريا، نفاق و دينسوزي از پرده برون افتد، و مردمان آشكار بدانند چرا كساني در لباس دين «عدالت» را «گداپروري» ميخوانند، و «عدالت» را «تقسيم فقر» ميدانند، و «عدالت» را به «جنگ» ميگيرند؟
- روزي كه بايد «ستيز با منجيگرايي با ابعاد مختلف» به بحث كشيده شود تا روشن گردد از چه روي 16سال تمام «مفهوم امام غائب از دستور كار حاكميت توسط دو رئيسجمهور داراي لباس دين خارج شد»؟ و امروز چرا «قرائت دعاي فرج توسط رئيسجمهور» بمباران خرافهگرايي، جمود، تحجر و عوامزدگي و ارتجاع ميشود؟
- روزي كه بايد ملاحظه شود براي رأيآوري در انتخابات دهم هر رفتار خلاف شرع، «مشروع» ميگردد تا جايي كه «كروبي» نامزد اصلح اصلاحطلبان «مدافع دراويش» ميشود. فرقهگراياني كه بارها «مراجع عظيمالشأن» به ويژه «حضرت آيتالله العظمي مكارم» نسبت به «وجود و گسترش و فتنههاي» آنها هشدار دادهاند؟
- روزي كه بايد «عاملان» و «مروجان» و «مناديان» فساد، ولنگاري و بيحرمتي به شرع در 16سال گذشته به مردم معرفي شوند، هرچند مردم خود، آنها را به خوبي ميشناسند و از انتخابات نهم تاكنون، پيدرپي قهر و طرد خويش را متوجه آنان ساختهاند.
بهراستي امروز چه شده و افرادي چون كرباسچي «علماي عظام» را چگونه ديدهاند كه با آنها «سخن» ميگويند؟ دروغ، فريبكاري، اتهام و افترا راهكارهاي دمكراسي است. اما اين راهكارها را به «استفتاء» گذاردن، «نامشروعي است كه دمكراسيخواهان را نامشروعتر» ميكند.
كرباسچي و ديگر ايادي اصلاحطلب يادشان باشد كه «ديروز و امروز» آغاجريها، حجاريانها، شبستريها، گنجيها و محمد خاتميها»، روحانيتستيز بوه و هستند و با «واژگوني مباني دين»، «طالبانيسم» را شعار فرهنگسوز خود «عليه روحانيت و دينمداري» كردهاند، تا «امامت و نبوت»، «عدالت و معاد» را در راستاي «توحيدستيزي» به مصاف بگيرند، و در فرداي پيروزيشان فرهنگ وحشي غرب را حاكم كنند.
مگر نه آنكه مرا - فاطمه رجبي را - به جرم نوشتن مقالهاي تحت عنوان «سخني با حافظان شريعت» با «دستنوشته شخص خاتمي دستور به تعقيب توسط سه وزارتخانه دادند» و به جرم «گفتن از آزادي اسلامي» و «مصداق آوردن از آزادي مشروطهگري خاتمي كه به شهادت شهيد نوري انجاميد» از «تدريس محروم كردند و اخراج»؟ چه شده است كه امثال كرباسچي- كه بهترين و مؤدبترين و مؤمنترين اصلاحطلبان است! - اينك به فكر «فريب علما» افتاده و آنها را نسبت به «ترور توسط متشرعان» هشدار ميدهد، يا استفتاء ميخواهد؟
شبه كودتاي خاتمي در 18تيرماه 78 يك «تروريسم آشكار عليه متشرعان» بود. چرا آن روز به فكر گرفتن استفتا نيفتاديد؟ شايد بگوييد «گزارش مستقيم آن غائله توسط تلويزيونهاي آمريكا و... برايمان كافي بود.»
مسأله «ترور خاتمي» يك «دستاويز براي جمعكردن آراي مردمي است كه با شناختن دشمنان دين و كشور و نظام اسلامي و ولايتفقيه در طيف اصلاحطلبان و پيوستگان به آن از راست ناراست، قهر و طرد خود را متوجه آن كرده است». بنابراين بار ديگر اعلان ميكنم:
متشرعان تروريست نيستند. تروريستها امروز در سنگر اصلاحطلبي جسم و جان و دين و مذهب مردم ايران را نشانه رفتهاند. و در پايان بار ديگر ميگويم: خاتمي شناخته شده است و نياز به ترور ندارد. او مهرهاي سوختهتر از پيش است.
2 سؤال اساسي از اصلاحطلبان و همه فتنهگران عليه گفتمان اسلامي در پشت و روي صحنه پيرامون «تروريست كيست»؟
1- واقعاً چرا با همه سرمايهگذاري بر روي مقوله «ترور خاتمي» آب از آب تكان نخورد و هيچ صدايي در دفاع و سينهچاكي شنيده نشد، تا آنجا كه اصلاحطلبان براي «روشن نگهداشتن اين آتش» و «نانخوردن از آن» به دريوزگي افتادهاند؟
2- واقعاً چرا از هر سوي كشور حضوري و غيرحضوري براي فاطمه رجبي اظهار نگراني «ترور» توسط اصلاحطلبان ميشود؟

