تبليغاتX
ارزش نیوز - آتش انداختن به درب بیت سومین شهید محراب به نفع چه کسی بود؟
 

بسم الله قاصم الجبّارین

آتش انداختن به درب بیت سومین شهید محراب به نفع چه کسی بود؟

    هفت ماه است که عده ای خواص بی بصیرت بر طبل خودخواهی و جنون و همراهی با دشمنان اسلام کوبیده و خسارتهای غیر قابل جبرانی را بر نظام اسلامی وارد نموده و هر روز چهره باطنی این افراد برای مردم روشن تر می گردد. در پشت سر این خواص جاه طلب خط کفر و نفاق با تمامی توان موضع گرفته و همه افراد داخلی و خارجی و امکانات خود را در خدمت آنان و در جهت تضعیف جمهوری اسلامی ایران به کار گرفته است. علی رغم اینکه بارها مقام معظم رهبری آغوش خود را برای بازگشت این نمک نشناسها بازکردند و از آنان خواستند که برائت خود را از اغتشاش گران که به اسم آنان اغتشاشات را بوجود می آورند اعلام کنند و بگویند اینها از مانیستند ولی این عده خشن تر از گذشته و در مقام طلبکاری از نظام با صدور بیانیه های ساختار شکن برخورد نموده و کار را به جایی رساندند که طرفدارانشان به عکس امام راحل هم اهانت نموده و در روز عاشورا آن اعمال شرم آور و فجیع را در تهران بوجود آورده و لکه ننگ ابدی بر پیشانی فتنه سبز اموی نشست و هوادارنشان اعم از بهایی ها و سلطنت طلبها و منافقین و مارکسیستها و ... هر آنچه که در ذهن پلیدشان بود بر علیه عاشورا و عزاداران حسینی به کار بردند. این بار کاسه صبر ملت لبریز شد و در سراسر کشور ملت مسلمان ایران به خروش آمد و یوم اللهی دیگر آفرید و9 دی 88 یکپارچه فریاد بر علیه سران فتنه و اذناب بی حیای آنان شد. در تهران در آن اجتماع سه میلیونی با درس گرفتن از زیارت عاشورا و نام آوردن از سران فتنه و نثار مرگ بر وجود نحسشان خواستار محاکمه آنان شدند؛ در سایر شهرستانها نیز چنین شد.

 پس از این حرکت عظیم عده ای از خواص که باید جلودار و راهنمای مردم در ایجاد چنین حرکتهایی باشند متوجه شدند که از مردم عقب ترند!! لذا در موضعی شفاف اغتشاشگران روز عاشورا و سران فتنه را محکوم کردند. اما باز عده ای از خواص معلوم الحال فقط به محکوم نمودن اغتششاشگران عاشورا بسنده نموده و تا کنون نسبت به سران فتنه موضع مشخصی نگرفتند!!؟ گو اینکه می خواهند بین سران فتنه و حرمت شکنانی که به طرفداری آنان ساختار شکنی می کنند جدایی بیاندازند!! چیزی که سران فتنه هم به آن اعتقادی نداشته و موسوی در بیانیه شماره 17 هتاکان روز عاشورا را لشکریان خدا نامید که جمله او یادآور آن عبارت عمر سعد (ل) در حمله به خیام ابا عبدالله الحسین(ع) بود. لذا می بینیم که به حسب وظیفه فریاد مردم بر سر این دسته خواص بلند می شود و خواستار برائت آنان از سران فتنه از جمله موسوی می شوند. آیا جای بسی تعجب و سؤال نیست که پس از هفت ماه از این همه شیطنت و خباثت از سوی سران فتنه باز عده ای که جزء خواص هستند نتوانند بفهمند که مشکل اصلی کجاست و اول چه کسی را باید محکوم کنند!! مقام معظم رهبری در فرمایشات خود در مرداد 88 می فرمایند:     متأسفانه بعضى از نخبگان دچار بى‏بصيرتى هستند.

     خوب با این خواص بی بصیرت که از احترام و موقعیت و جایگاهی هم برخوردار هستند و مرتب در صحبتها و موضع گیریهای خود آدرس درست و غلط به مردم می دهند چه باید کرد؟ با خواصی که نهادی چون مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند و حاصل کارشان پس ار انتخابات 88 این بود که نگذارند فرمایشات مقام معظم رهبری در 29/3/88 فصل الخطاب آشوبهای هفته پس از انتخابات باشد تا بتوانند همچنان آشوبها را ادامه دهند و متأسفانه با هماهنگی هایی که با دشمنان داخلی و خارجی انجام دادند به این هدف شوم و کثیف خود دست یافتند و فردای آن روز یعنی 30 خرداد 88 که مصادف با شورش منافقین بر علیه امام و انقلاب در سال 1360 بود مجمع روحانیون مبارز نیز با انتشار بیانیه ای ساختار شکن دعوت به شورش نمود و آشوبی در 30 خرداد 88 در قتل و غارت و آتش زدن مسجد و قرآن و اموال عمومی و مردم به پا کردند که روی منافقین سال 60 را سفید نمودند. با این احوال مردم در قبال آنان چه وظیفه ای دارند؟ مردم در قبال خواصی که اینگونه حرمت شکنی می کنند وظیفه ای ندارند؟ مردم نباید بدانند کسانی که در این مجمع چند نفره عضویت دارند چه نقشی در این فتنه داشتند و امضاء کنندگان آن بیانیه ننگین چه کسانی بودند؟ مگر امثال همین خواص بی بصیرت نبودند که باعث شدند حادثه کربلا اتفاق بیافتند؟ آیا باید اینها را رها کنیم و به حال خود بگذاریم یا مردم وظیفه دارند و به حسب دلسوزی و دعوت به خیر که هم جزء فروع دین ماست و هم در اصل هشتم قانون اساسی بر آن تأکید شده باید به آنان بگویند آهای آقایی که جزء خواص هستی و نگاهت فقط به آن سبزه زاری است که سران فتنه با پشتیبانی کفر و نفاق رنگ و لعاب دادند؛ بدان که آنجا باغ و گلستان نیست، آنجا باتلاقی است که پر از جانورهای عجیب و غریبی است که برای خوردن همه ما نقشه دارند! به آن طرف نرو بیا به سمت ما، بیا و با گفتن مرگ بر سران فتنه و برائت از آنان تلسمشان را نسبت به خود بشکن و بیا اینطرف، بیا به طرف ولایت، تو که نان ولایت خورده و می خوری با سکوتت سران فتنه را یاری نکن!! اگر به خیالت آنها هم انسانی هستند و از نظر اخلاقی درست نیست که نسبت به یک انسان دشنام دهی!! بدان که طبق آموزه های قرآنی انسانی که راه هوا و هوس را برگزیند از گرگ هم بدتر شده و اینکه می بینیم جریان فتنه به خودشان هم رحم نمی کنند و ندا آقا سلطان و پسر خواهر موسوی را هم به قتل می رسانند چیز عجیبی نیست چرا که این جماعت هوا پرست هر آنچه که آنان را به هدف شومشان نزدیک تر کند به آن دست می زنند. مگر نه این است که آموزه های عاشورایی هم به ما می گوید اگر می خواهی صداقت خود را در سلام دادن به ولایت ثابت کنی اول لعن خود را نسبت به منافقان اسلام و دشمنان ولایت که نماد آن بنی امیه هستند بفرست و دل خود را از هرگونه گرایشی به آنان پاک کن بعد وارد سلام شو؟

     و اما بر اساس آموزه های دینی ما یاد گرفته ایم در برابر یکدیگر مسئول باشیم و خطا از هر کسی که سر بزند بد است و از خواص بدتر، آیا صرف اینکه آقایی از جایگاه و موقعیت بالایی برخوردار است و راه خطا می رود،  حجّتی برای عدم انجام وظیفه دیگران بوجود می آورد؟ در احکام امر به معروف و نهی از منکر هم هست که اگر تأثیر انکار مترتب بر تذکر جمعی است بر جمع واجب می شود تا به وظیفه عمل کنند. اهمیت امر به معروف و نهی از منکر به قدری بالاست که بزرگان دینی می گویند: تمامی عبادات در برابر آن، قطره ای است در برابر دریا، و عبادات دیگر قوام آن به امر به معروف و نهی از منکر است. البته در مقابل هم شاید عکس العمل های تندی به دنبال داشته باشد. اگر کسی به یک نفر امر و نهی داشته باشد شاید طرف مقابل با کلماتی که کم و بیش مؤمنین با آن مواجه شدند روبرو شود. ولی اگر جمع کثیری به وظیفه عمل کردند و طرف مقابل هم نخواهد که قبول نماید کارش خطاست و در صدد مقابله بر آید؛ در این میان اگر فرد یا افرادی کاری انجام دهند که افکار عمومی را نسبت به آن آقا عوض یا دور کنند در حقیقت کار و تلاش آن جمع در انجام فریضه خنثی و بی ثمر می شود.

      اما حادثه ناگواری که در بعد از ظهر جمعه 18/10/88 اتفاق افتاد و بازتاب کشوری داشت آتش زده شدن درب بیت سومین شهید محراب حضرت آیت ا... صدوقی (قدس سره) بود!!؟ این اهانت یک روز قبل از اجتماع پرشور مردم قم با رهبر معظم انقلاب و بلافاصله بعد از ادعای رئيس ستاد ارتش آمريكا که نا آرامي‌ها در ايران همچنان ادامه مي‌يابد و در حالیکه مقام معظم رهبری دستور بر رعایت حفظ نظم و انضباط اجتماعی را صادر فرموده بودند و در حالیکه یکی از خواسته های تجمع عاشورائیان این بود که تا دیر نشده بعضی از خواص برائت خود را از سران فتنه به طور شفاف اعلام کنند، لذا این اتفاق تا اندازه ای غیر منتظره و عجیب بود و عجیب تر اینکه بلافاصله این حادثه بر خروجی سایتها و وبلاگهای فتنه سبز با آب و تاب فراوانی منعکس شد و رسانه ملی نیز به حسب وظیفه اطلاع رسانی نمود. نماینده اردکان در مجلس شورای اسلامی به وزرای اطلاعات، کشور و دادگستری تذکر برخورد و رسیدگی داد و قریب به اتفاق مسئولین و شخصیتها و اقشار مردمی استان نیز در موضعی شفاف این حرکت زشت را کتباً و یا با حضور در بیت سومین شهید محراب محکوم نمودند. انتظار می رود مسئولین امنیتی استان این حادثه را به طور جد دنبال نموده و عامل یا عوامل آن را به مردم معرفی و به اشدّ مجازات برسانند چرا که اگر در این زمینه کوتاهی شود حقوق دیگران  نیز ضایع شده و امنیت خاطر مردم در تعرض به حریم خصوصی شان به طور جدّی خدشه می خورد. جدای از اینکه سومین شهید محراب متعلق به فرد یا افراد خاصی نیست و اهانت به یادمان آن عالم ربّانی اهانت به راه و روش و سیره آن بزرگوار بود که به طور شفاف در مقابل جریان نفاق ایستادگی می نمود و جزء اولین کسانی بود که چهره کریه نفاق را بر ملا می کرد و نسبت به حرکتهای خائنانه آنان افشاگری داشت. اگر شهید صدوقی می بود یا سیره او در این شهر و دیار دنبال می شد قبل از اینکه جریان فتنه اینگونه بتواند یارگیری و در کشور قدرت نمایی نماید آنان را رسوا و مفتضح می کرد همچنان که در برخورد با بازرگان و شریعتمداری با آن حزب خلق مسلمان و بنی صدر و منافقین و فرقه ضاله بهائیت و... جزء پیشقراولان بود و با خط کفر و نفاق هیچ مماشاتی نداشت. لذا کسی نباید به واسطه قرابت یا نزدیکی و ذی حق بودن خواستار بسته شدن این پرونده یا رسیدگی به آن را مشروط به رسیدگی به موضوعات دیگر کند. مسئولین باید این موضوع را مستقلاً به عنوان یک جرم عمومی که از سوی اقشار و گروههای مختلف و متفاوت محکوم شده و تذکر قانونی نماینده مجلس هم برای رسیدگی به دنبال دارد به جد دنبال نموده تا در کمترین زمان بتوانند نتیجه را به اطلاع عموم برسانند. بی شک اگر با این حرکات برخورد مناسب نشود دشمنان بیرونی و عوامل داخلی شان که در صدد بحرانی جلوه دادن کشور هستند بهترین سود را خواهند برد و اگر هزینه این کارها پایین باشد شاید عده ای فرصت طلب و منحرف ترغیب شوند تا در جهت منافع دشمن کار کنند تا بهانه و راه پایی را به خیال خام خود برای کفار باز نمایند. نکته ای هم باید به فتنه گران یاد آوری شود که در پی این حادثه انگشت اشاره خود را به سمت نیروهای ولایی دراز کردند. فتنه گران تا به حال نشان دادند که خود به اینگونه اعمال نزدیک ترند. ولایتمداران واقعی کلام ولیّ فقیه را کلامی الهی می دانند و هنگامی که معظم له دستور به رعایت نظم ودوری از هر گونه اقدام خودسرانه می دهند در عین اینکه با شور انقلابی در صحنه حاضرند، این آیه شریفه قرآن در ذهنشان متبادر        می شود:« قالوا سمعنا و اطعنا».         والسلام علیکم و رحمة ا...        

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در پنجشنبه 24 دی1388 و ساعت |