ستاد در انتهای کوچه ای تنگ و باریک و در یک زیر زمینی محقر بود!! داخل که شدیم زیر زمین مملو از جوانان پر شوری بود که برای فعالیت داوطلبانه آمده بودند! بسیاری از آنها از بچه های آذری ساکن قم بودند. به هر صورتی بود ما هم جایی برای نشستن پیدا کردیم و پس از صرف چای آمادگی خود را برای همکار به مسئولین ستاد گفتیم. در ساعات آخر شب آقای روانبخش از جلسات و مجالسی که دعوت بود آمد. بعد از سلام و احوالپرسی هنگامی که بیرون از محل بودیم دیدم آقای روانبخش یک نگاهی به ورودی کوچه انداخت و گفت اینجا هیچ شباهتی به ستاد انتخابات نمی ده! نه چراغی نه پارچه بزرگی که معرف ستاد مرکزی باشد. بسیار غمگین شدم که چرا کسی که بالاترین لیاقتها را برای کرسی نمایندگی مجلس شورای اسلامی دارد به واسطه اینکه پول ندارد نتواند مانند دیگران محل های مناسب را با امکانات تبلیغاتی فراهم کند.
به یکی از فعالین ستاد انتخاباتی آقای روانبخش گفتم آیا محل مناسبتری پیدا نمی شد؟ وی گفت محل های خوب خواستار ارقام میلیونی برای چند روز بودند که از توان ما خارج بود و بعضی مکانها هم که با مبلغ پایین پیدا کردیم پس از مدتی اینها گفتند به علت اینکه تهدید شدیم ما نمی توانیم مغازه مان را در اختیارتان بگذاریم !! در مقابل شاهد بودیم کاندیداهای مطرح دیگر علی رغم اینکه بهترین مکانها را در حساسترین نقاط شهر به طور گسترده در اختیار داشتند، یکی شان که از رقبای سرسخت آقای روانبخش بود و تلاش بسیاری برای خدشه دار کردن چهره وی به خرج می داد حتی دیوارهای محل ورودی یکی از ستادهایش را با قالی تزیین کرده بود. با این احوال علی رغم همه کاستی ها و بد اخلاقی های انتخاباتی علیه آقای روانبخش،فعالیت خالصانه جوانان و چهره مردمی آقای روانبخش امید پیروزی ایشان در انتخابات را برایمان قطعی نمود.


